نگاهی متفاوت در شرایطی نامطلوب
بطور طبیعی یکی از مهمترین دغدغه های فکری زن و مردی که در انتظار بدنیا آمدن فرزندشان هستند موضوع انتخاب نام او است. آنها احتمالا از ماهها و یا حتی سالها قبل مشغول فکر کردن و تصمیم گرفتن در مورد نام فرزندشان بوده و از خود پرسیده اند اسم فرزندم را چه بگذارم؟ و در این راستا برطبق سلیقه و احساس شخصی و شرایط خانوادگی و علائق فرهنگی و گرایشهای مذهبی خود، اسامی خاصی را انتخاب کرده و فرزند خود را به آن اسم نام گذاری کرده اند.
بعضی معتقدند که نام باید ساده و روان باشد و به راحتی تلفظ شود. برخی میگویند باید زنده کننده نام نیاکانمان باشد. بعضی اسم یک رهبر مذهبی و یا قهرمان ملی و یا شخصیت علمی و فرهنگی و هنری و حتی ورزشی مورد علاقه خود را برای فرزندشان انتخاب میکنند. بهر صورت این حق طبیعی آنهاست و کاملا قابل احترام است و طبیعت هم به آن احترام میگذارد. شاید برای عده ای اسم تنها یک واژه باشد که بوسیله آن فقط بتوانند فرزندشان را بخوانند، اما در مورد نامگذاری عیسی مسیح در فرهنگ آنروز یهود اسم افراد براساس طنین واژه انتخاب نمی شد بلکه معرف صفتی منطقی بود که متناسب با دعوت و خواندگی و براساس سرشت و شخصیت و جایگاهی که والدین برای فرزند خود قائل بودند نامیده می شد و طبعا هر نامی معنا و کاربرد خاصی داشت.
با این مقدمه نسبتا طولانی میخواهم به ایام تولد عیسی مسیح برویم و نگاهی به مشکل بسیار پیچیده و دردناک و جانکاه یوسف شوهر مریم برای نامگذاری فرزندی که میخواست متولد شود بیاندازیم.
فرشته خداوند در خواب بر یوسف ظاهر شد و گفت مریم پسری خواهد زائید و تو نام او را عیسی خواهی نهاد. متی ۱: ۲۰ و۲۱
طبق قانون آنروز نامگذاری فرزند وظیفه و حق پدر بود و چون یوسف پدر حقیقی طفل نبود خدا یوسف را از حق انتخاب اسم معاف میکند و اجازه نمیدهد یوسف او را هر چه میخواهد بنامد بلکه مخصوصا به وی میگوید که طفل بدنیا آمده را باید عیسی نام بگذاری زیرا که او پیروان خویش را از گناهانشان خواهد رهانید.
اینکه چرا خدا چنین نامی را برای کودک انتخاب میکند کاملا واضح است زیرا که هدف و کاربرد این طفل در آینده رفع گناهان بشریت بوسیله پرداخت قیمت گناه بر روی صلیب است و معنی اسم عیسی “رهاننده” میباشد و هیچ نام دیگری متناسب کار و نقش آفرینی این طفل در مقام برطرف کننده گناه جز “رهاننده” وجود ندارد. اما چرا خدا با وجود اینکه قبلا این اسم را انتخاب کرده است از یوسف میخواهد که او مراسم نامگذاری طفل را انجام دهد موضوع بسیار عمیقی است که برای توضیح بیشتر و روشن تر شدن آن باید به اولین مراسم نامگذاری بوسیله آدم در باغ عدن در کتاب پیدایش فصل دوم برویم.
و خدا هر موجود زنده ای را نزد آدم آورد تا ببیند که چه نام خواهد نهاد و آنچه آدم هر موجود زنده ای را نامید همان نام او شد. پیدایش فصل دوم آیه نوزدهم
هر چه آدم نام نهاد دقیقا “همان” نام او شد و این آن اصل مهمی است که باعث شد خدا نگذارد یوسف شخصا اسمی مطابق سلیقه و فرهنگ و گرایشها و دیدگاههایش را برای طفل انتخاب کند چون هرچه را هر چه بنامیم همان خواهد شد. انسان امروز هم از این قانون مستثناء نیست. هر نامی که بر روی فرزندانمان و یا روی مسائل، شرایط، روابط، موضوعات، و یا حتی اشیاء دوروبرمان بگذاریم همان نامیده خواهد شد. حالا اگر به شرایط روحی و درونی یوسف نگاه کنیم می بینیم که هرنامی که بر روی طفل بگذارد مطمئنا او را رهاننده نخواهد نامید.
این طفل در آنروز برای یوسف در حکم سر شکستگی خانوادگی، دردسر، رسوایی، تحقیر شخصیت، هتک حرمت، بی وفایی و خیانت نامزد، سرافکندگی اجتماعی، محرومیت از ارزشهای فامیلی، درگیری با قوانین شریعت در موضوع زنا، اخراج از معبد یهود و در نهایت شکست عاطفی و احساسی بود. با این شرایط چطور یوسف میتوانست بر روی طفلی که اینهمه معضل فکری برایش بوجود آورده اسم رهاننده بگذارد؟
با این وجود خدا اینطور به او میگوید: یوسف مریم طفلی برای تو خواهد زائید و تو نام این طفل را علیرغم تمام شرایط درونی و بیرونی ات، نجات دهنده و رهاننده بگذار چون قانون اسم گذاری همین است که هرچه را که نام بگذاری همان نام او خواهد شد.
فرض کنید آدم اسم فیل را روی موش و اسم موش را روی فیل میگذاشت. طبیعتا حوا و قائن و هابیل و نسل بعد از آنها فیل تنومند را موش و موش کوچک را فیل می نامیدند. در این حقیقت مهم، برکت خاصی وجود دارد و آن اینکه مهم نیست شرایط سیاسی و اقتصادی و روحی و اجتماعی دنیا و یا اطرافیانمان چه برایمان زائیده اند بلکه مهم این است که ما چطور به آنها نگاه کنیم و آنها را چه بنامیم.
میتوانید به موفقیت هایتان بی توجه بوده و آنها را شکست بنامید. میتوانید بدون توجه به برکات زناشویی، ازدواجتان را محکومیت و اسارت و زندگی تحمیلی بنامید. میتوانید به فرزند بازیگوشتان کودن و به شیطنت هایش دست و پا چلفتی بگوئید. میتوانید همسرتان را تنبل و بی عرضه بخوانید. میتوانید کسانی را که دوستشان ندارید دشمن بخوانید. میتوانید سرنوشتتان را بی حاصل و تلخ و تاریک و تیره بنامید.
میتوانید خودتان را بدبخت و زندگی تان را شوم و شغلتان را جان کندن و وضعیتتان را بد شانسی بنامید ولی قانون اسم گذاری در کتاب پیدایش فصل دوم آیه نوزدهم را هرگز فراموش نکنید که خدا گفت هر چه بر روی اطرافیان و مسائلتان اسم بگذارید همان نامیده خواهد شد.
خدا به یوسف گفت بر مشکلاتت اسم رهاننده بگذار. شکست ها و احساس سرافکندگی هایت را “رهاننده” خطاب کن. اگرچه مریم این همه مشکل را برایت زائیده ولی تو اسم او را نجات دهنده و رهاننده بگذار و خدا را شکر که یوسف اطاعت کرده بر تمام احساسات دردناک درونی و مشکلات پیچیده بیرونی اش غالب آمده و اسم او را در بدترین شرایط ممکن روحی رهاننده و نجات دهنده گذاشت. لازم به توضیح نیست که تمام مشکلات و دردسر های آنروز یوسف، در آینده به نجات و رهایی و افتخار و سر بلندی و احترام ابدی او تبدیل شد. در حقیقت دردسر و شکست و سرافکندگی واقعی یوسف زمانی شروع میشد که طفل را مطابق احساس و شرایط دردناک مقطعی اش به اسمی می نامید که در آینده در تضاد با مسح و اقتدار و عمل کرد شفا بخش و زنده کننده و رهایی بخش عیسی مسیح خداوند می بود.
شما چطور به مسائل زندگیتان نگاه میکنید و چه نامی بر روی آن میگذارید؟
بیائید در کریسمس امسال مشکلاتمان را شرایطی برای دریافت تجربه بیشتر بنامیم.
بیائید دشمنانمان را دوستانی که هنوز نتوانسته اند احساس دوستی را در ما کشف کنند بنامیم.
بیائید درگیری هایمان را فرصتی برای تفکر و تلاش بیشتر بدانیم.
بیائید همسرانمان را که در انجام بعضی کارها ضعیفند شخصی که به انگیزه و تشویق و مهارت بیشتر نیاز دارد لقب بدهیم.
بیائید حتی به شکست های عشقی و عاطفی مان لقب درسی برای انتخابی بهتر بدهیم.
بیائید به تنگدستی هایمان بعنوان انگیزه ای و محرکی برای تلاش بیشتر و حرکتی کوبنده تر نگاه کنیم.
و در نهایت بیائید اسمی شایسته و متحول کننده و برازنده مقام و هدف شرافتمندانه خدا از دعوت ما به صحنه زندگی بر روی تمام مسائل و مطالب و موضوعات و شرایط پیچیده و دردناک و بظاهر حل نشدنی مان بگذاریم، زیرا قانون معجزه آسای اسم گذاری در فصل دوم پیدایش امروز هم بهمان کیفیت عمل میکند. هر چه را نام بگذاری همان خواهد شد!
پولس رسول در کتاب افسسیان فصل سوم آیه پانزدهم رمز خانواده های موفق و پیروزمند و سرنوشت ساز را اینطور توصیف می کند که: این خانواده ها چه در آسمان و چه زمین نام خود را از عیسی مسیح گرفته اند (چنانکه یوسف نام طفل را از خدا گرفت) و عیسی مسیح در کتاب مکاشفه فصل سوم آیه دوازدهم میگوید اگر بر شرایط درونی و احساسات خودت غالب بیایی . . . . نام جدید خود را بر روی تو خواهم نوشت.
کشیش جلیل سپهر

دیدگاه خود را ثبت کنید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.بخشهای موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.