آزاد زیستن

آزاد زیستن برای مسیحیان باوجود آگاهی به حقیقت صلیب و پذیرش آن همیشه هم چندان راحت نیست. در اینجا به هفت نوع آزادی که خداوند از طریق بخشش بی قید و شرط خود به ما ارزانی داشته است می پردازیم. با این امید که این مقاله برای خوانندگان کمکی باشد در گام نهادن در راه آزادی.

۱. آزادی از محکومیت توسط خدا

آدم و حوا با ارتکاب گناه، خود و تمامی نسل بشر را در موقعیت پرمخاطره ای قرار دادند. گناه به واسطه عدالت خدا می بایست همیشه محکومیت و داوری او را در پی داشته باشد و در نتیجه داوری خدا انسان همیشه محکوم بود. اما به کلمات پولس رسول در رومیان ۵: ۸ توجه کنیم:

اما خدا محبت خود را به ما اینگونه ثابت کرد که وقتی ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح در راه ما مرد.

چون مسیح کفاره گناهان ما شد، داوری خدا بجای اینکه بر ما قرار بگیرد، بر مسیح قرار گرفت. در نتیجه عمل کفاره مسیح بر روی صلیب، بخشش خدا شامل حال ما می شود و رابطه شکسته ما با او احیا می گردد. باز خرید شدن ما در نتیجه محبت بی نهایت پدر آسمانی به این معناست که می توانیم از آزادی که شامل حال ما شده لذت ببریم.

رومیان ۸: ۱ و ۲

پس اکنون برای آنانیکه در مسیح عیسی هستند، دیگر هیچ محکومیتی نیست، زیرا در مسیح عیسی، قانون روح حیات مرا از قانون گناه و مرگ آزاد کرد.

کار مسیح بر روی صلیب ما را از محکومیت و داوری خدا آزاد می کند. تصمیم ما برای قدم زدن روزانه در این حقیقت، به ما قدرت می دهد تا این آزادی را تجربه کنیم. علیرغم آنچه در گذشته مرتکب شده ایم، بخشش او آنقدر عظیم است که همه گناهان ما را بپوشاند.

پس با در آغوش گرفتن هدیه فیض، امروز را جشن بگیر!

۲. آزادی از محکومیت توسط خود

شاید بارها این جمله را شنیده باشیم: “میدانم که خدا مرا بخشیده ولی من هرگز نمی توانم خودم را ببخشم”.

جمله فوق در واقع به این معناست که “من انتخاب می کنم که خود را نبخشم”. لازم است درک کنیم که خدا نیاز نداشت ما را ببخشد، بلکه او انتخاب کرد. او تصمیم گرفت تا مرگ مسیح را برای پرداخت جریمه گناهانمان کافی ببیند. و از آن لحظه بر طبق این تصمیم عمل کرد.

پس ما نیز بر اساس همین حقیقت باید تصمیم گرفته و انتخاب کنیم. یا مرگ و قیام عیسی مسیح برای پرداخت جریمه گناهانمان را کافی می بینیم یا علیرغم کار او بر صلیب انتخاب می کنیم که بخششی در کار نیست.

براستی چرا خود را گناهکار می پنداریم در حالیکه خدا ما را بخشیده است؟

شاید یک دلیل این است که احساس تقصیر داریم و نمیدانیم با این احساسات چگونه برخورد کنیم.

این احساسات گاهی از آنچه که ما در گذشته مرتکب شده ایم بر می خیزند و گاه بدلیل برخورد دیگران با ما می باشند.

در هر حال این احساسات را باید به پای صلیب برد و در آنجا دفن کرد. مسیح با مرگ خود نه تنها مجازات گناهان ما را پرداخت بلکه برای احساس تقصیر ما نیز جان خود را فدا کرد.

دلیل دیگر شاید این باشد که انسان دوست دارد بهایی بیش از آنچه به رایگان برای ما پرداخت شده را بپردازد. انگار کار مسیح کافی نیست. پذیرش ساده این مسئله که مرگ و قیام مسیح برای ما آزادی را به ارمغان آورد برای انسان غیر قابل هضم است. انسان دوست دارد خود در این مسیر تلاش و تقلا کند. اما آیا مجازات یا تنبیه یا بهایی بالاتر از آنچه بر صلیب پرداخته شد، وجود دارد؟

رومیان ۸: ۳۳ و ۳۴

کسیت که برگزیدگان خدا را متهم کند؟ خداست که آنها را پارسا می شمارد! کیست که محکومشان کند؟ مسیح عیسی که مرد، بلکه برخیزانیده نیز شد و به دست راست خداست، اوست که برای ما شفاعت می کند!

خود را ببخشید!

۳. آزادی از تلخی و رنجش

در روابط وقتی که دیگران باعث رنجش و آزار ما می شوند و وقتی که اینگونه تنشها زخمهای عمیق از خود بجا می گذارند، احساساتی نظیر خشم، غضب، ترس، احساس تقصیر، غم و اندوه را تجربه میکنیم. اگر با این احساسات بلافاصله روبرو نشویم و آنها را حل نکنیم، باعث تلخی ما می شوند.

تلخی باعث می شود که:

• شادی و آرامش خود را از دست بدهیم.

در انجیل متی ۱۸: ۲۱ – ۳۵ داستان مردی را می خوانیم که چون قرض زیاد او بخشیده شد، بی نهایت شاد بود. اما همین شخص وقتی نتوانست قرض کمتر شخصی دیگر را ببخشد، شادی و آزادی خود را از دست داد.

• به شخص مقصر قدرت دهیم تا بر افکار و احساسات ما حکمرانی کند.

• احساسات دردناک باعث ایجاد رفتارهای مخرب شوند.

در افسسیان فصل ۴ پولس تاکید می کند که مسئول احساسات و رفتار خود باشیم و متوجه باشیم که ما تنها کسی هستیم که می توانیم آنها را مهار کنیم یا اجازه دهیم که از کنترل ما خارج شوند.

افسسیان ۴: ۳۱

هرگونه تلخی، خشم، عصبانیت، فریاد، ناسزاگویی و هر نوع بدخواهی را از خود دور کنید.

سئوال اینجاست که چگونه می توان موفق شد و این احساسات نادرست را از خود دور کرد وقتی عمیقا ضربه خورده و زخمی شده ایم؟

پاسخ این سئوال را در افسسیان ۴: ۳۲ می توان یافت:

با یکدیگر مهربان و دلسوز باشید و همان گونه که خدا شما را در مسیح بخشوده است، شما نیز یکدیگر را ببخشائید.

آزادی حقیقی از رنجش و تلخی تنها زمانی بدست می آید که ما نیز دیگران را چنانکه خدا ما را بخشیده، ببخشیم.

۴. آزادی بخشش دیگران

چگونه می توان همان گونه که خدا ما را در مسیح بخشوده است، دیگران را بخشید؟

کلمه عبری که غالبا برای “بخشش” در عهد عتیق بکار رفته بمعنای کنار گذاشتن و آزاد کردن است. کلمه یونانی برای “بخشش” در عهد جدید نیز به همان معنا یعنی آزاد کردن است.

وقتی مسیح در دعای ربانی بخشش را به شاگردان می آموخت در حقیقت اینچنین می گفت: ما را از عذاب داوری تو بخاطر گناهانمان آزاد کن، همچنانکه ما دیگران را از عذاب گناهانی که نسبت به ما روا داشتند، آزاد می کنیم.

وقتی متوجه می شویم که حتی خدا تنها بخاطر مرگ و قیام مسیح می تواند ما را بخاطر گناهانی که نسبت به او مرتکب شده ایم ببخشد، در نتیجه درک می کنیم که ما نیز می توانیم خطایای دیگران را بر اساس واقعیت صلیب ببخشیم و با این انتخاب، خود را از رنجش و تلخی آزاد کنیم.

چه تجربه با شکوهی!

۵. آزادی از قدرت خاطرات تلخ

محبت بی قید و شرط خدا نسبت به ما و فیض او، ما را از خاطرات تلخ گذشته نیز آزاد کرده است. شاید بپرسید که این امر چگونه امکان پذیر است؟

حافظه انسان بیش از هر حافظه کامپیوتری قادر به یادآوری خاطرات تلخ و دردناک می باشد. کافیست اسمی را بشنویم، در مکانی باشیم، بویی به مشاممان و یا صدایی به گوشمان برسد. همه اینها می توانند همچون محرکی برای یادآوری خاطرات تلخ گذشته باشند.

اینگونه خاطرات گاهی سالهای متمادی ما را به دلایل مختلف تعقیب می کنند و احساساتی نظیر خشم و نفرت را در دل ما می جوشانند. اینطور بنظر می رسد که سالها به سنگ قبری نظر می افکنیم و به آنچه پوسیده، مرده و دردناک است و فقط باعث غم و اندوه می شود، فکر می کنیم. خدا می خواهد این سنگ قبرها را به ایستگاه های شفا تبدیل کند. جایی که وارد مرحله ای جدید از زندگی بشویم. و در هر یک از این ایستگاه ها مکث نموده و نظری به پیشرفت خود بیفکنیم.

پس هرگاه خاطره ای تلخ به ذهنمان خطور می کند می توانیم خدا را شکر کنیم که اکنون در آزادی بخشش خدا گام بر میداریم.

وقتی پطرس مسیح قیام کرده را در ساحل ملاقات کرد (یوحنا ۲۱)، اولین خاطره تلخی که در ذهن داشت انکار خداوندش بود. اما در آن صبح زیبا وقتی عیسی مسیح ۳ بار (به دفعاتی که پطرس او را انکار کرده بود) به پطرس فرصتی تازه داد، او را تائید کرد، محبت نمود و ماموریتش را مشخص کرد، آن خاطره دردناک و شرم آور تبدیل به زمینی محکم و تازه شد که پطرس مابقی عمر خود را بر آن بنا و سپری نمود.

تو هم امروز برخیز و هر خاطره تلخ را زیر پا بگذار و اجازه بده که آنها زمین شفا و احیا برای تو و نسل تو باشند!

۶. آزادی از “قدرت مدعیان”

یکی از دلایل مهم “آزادی از احساس تقصیر” این است که دشمن ما شیطان قادر به کنترل کردن زندگی ما نخواهد بود. همین اصل درمورد کسانی که باعث آزار ما بوده اند نیز صادق می باشد. اگر ما بخاطر عدم بخشش بنوعی با مدعیان خود در ارتباط بمانیم، به آنها اجازه می دهیم تا بطور مداوم و بطرزی وحشتناک زندگی ما را کنترل کنند. به هر حال بخاطر فیض بیکران خدا ما می توانیم آزادانه و خارج از قدرت مدعیان زندگی کنیم.

رومیان ۱۲: ۲۱

مغلوب بدی مشو، بلکه بدی را با نیکویی مغلوب ساز.

وقتی اسیر خشم و افکار توام با انتقام هستیم، قادر به شنیدن صدای خدا و اطاعت از خواست و اراده او نیستیم. درواقع ما به دو طریق مغلوب شریر می شویم: هم از طریق ظلمی که در گذشته به ما روا شده و هم با خشمگین ماندن از دست شخص آزار دهنده، احساس تقصیر و کنترلی که او بر ما دارد دو برابر است. در آیات فوق پولس اصرار دارد که شرارت دیگران را تلافی نکنیم و انتقام نگیریم بلکه خشم و احساسات منفی خود را تسلیم خدا کنیم چون انتقام از آن اوست.

گاهی آزار بقدری زیاد و صدمه بقدری جبران ناپذیر است که انسان برای ادامه زندگی چاره ای جز سپردن آن به خدا ندارد. نکته مهم این است که از تخت داوری پایین آمده و از قضاوت و محکوم کردن شخص مقصر، خود و همه کسانیکه فکر می کنیم ما و شرایط ما را درک نمی کنند، دست برداریم. داوری را به خدا بسپارید چون تنها و تنها در آن زمان است که قادر خواهید بود با نیکویی، بدی را مغلوب سازید.

خدا ما را آفرید تا در آزادی زندگی کنیم. در آزادی قدم زدن چه افتخار بزرگی است!

۷. آزادی برای جستن مصالحه و آشتی

اگرچه بخشش دیگران ما را از احساس خشم و کینه آزاد می سازد و امکان باز شدن در بروی صلح و آشتی را بیشتر می کند، اما توبه شرط لازمه مصالحه می باشد. بدون توبه صلح و آشتی امکان پذیر نیست. وقتی مسیح برای همه بشریت گناه شد، بخشش را برای همه بشریت به ارمغان آورد. اما این بدان معنا نیست که او با همه مصالحه کرد. راه مصالحه بین انسان و خدا از طریق بخشش خدا مهیا شد، اما مصالحه زمانی عملا بوقوع می پیوندد که انسان بسوی خدا بازگشت کند.

اگر زخمی که بر خود داریم در نتیجه رابطه ای است ناسالم، و شخص مقابل با رفتار گناه آلود خود باعث تخریب و آسیب بسیار شده، و اگر ادامه این رابطه همچنان ناسالم باشد، بنابرین مصالحه نه تنها صورت نخواهد گرفت بلکه “نباید” صورت بگیرد.

در روز پنطیکاست وقتی که جماعتی عظیم موعظه پطرس را شنیدند، به گناه خود ملزم شده و پرسیدند که: “چه کنیم تا نجات یابیم؟” (اعمال ۲: ۳۸)

خدا الگوی همیشگی خود را برای مصالحه بکار می برد.

۲ قرنتیان ۵: ۲۱

او کسی را که گناه را نشناخت، در راه ما گناه ساخت، تا ما در وی پارسایی خدا شویم.

بله ما آزاد هستیم تا در جای درست و مناسب در جستجوی صلح و آشتی باشیم اما بیاد داشته باشیم که مصالحه حقیقی تنها زمانی صورت می گیرد که هر دو طرف بسوی هم گام بردارند و با بخشش و توبه به هم نزدیک شوند.

به همین ترتیب هم شما و خدا باید بسوی هم حرکت کنید. بر اساس بخشش او و توبه شما.

باشد که این بخشش را کاملا دریافت کنید و در آزادی کامل قدم بردارید!

استلا

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
بخش‌های موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *