زمانی که زن و مرد هویت خود را گم کرده اند
امروزه زنان موفق، در جوامع مختلف افتخار می آفرینند. زنانی که در محیطهای شغلی و تحصیلی موفقتر از مردان عمل می کنند و دارای اعتماد به نفس بالایی هستند. اما پدیده دیگری که موازی با این تغییرات اجتماعی دگرگون شده است هویت، نقش و روابط زنان و مردان است.
علم روانشناسی ثابت کرده است که دختران و پسران پس از سن دو سالگی بر اساس تعلیماتی که از محیط و والدین خود می پذیرند، نقشهای دخترانه و پسرانه را فرا می گیرند. به عبارت دیگر آموزه های روانشناسی، متفاوت از بیولوژی انسانها، تاثیر بسزایی در شکل گیری هویت آنها دارند. این موضوع در سالهای اخیر از جانب حامیان حقوق همجنس گرایان و ترانسکشوال ها مورد تاکید قرار گرفته است.
از طرف دیگر جنبشهای فمینیستی سعی در آزاد ساختن زنان از ایفای نقشهای کلیشه ای در جوامع سنتی دارند. نقش زنان ضعیف و محتاج حمایت، کهنه شده و مردان نیز نقش خود را به عنوان حامی، مسئول خانواده و تکیه گاهی به استواری کوه را به پررنگی سابق بازی نمی کنند. نقشهایی که زنان در جوامع سنتی و قدیمی تر جزیی از موجودیت زنانه و مردان قسمتی از شخصیت مردانه خود می دانستند. البته وجود زنان مستقل، آزاد و موفق که با اعتماد بنفس و همراه با کسب موفقیت می درخشند در هر جامعه ای باعث افتخار است، اما نکته قابل تامل این است که تساوی حقوق زنان و مردان بمعنای از دست دادن هویت و یکی شدن آن نیست.
آنچه که بسیاری از مردم را این روزها سردرگم کرده است همان هویت گمشده است. پسرانی که این روزها بدنبال فوت و فن آرایش، آخرین مدلهای مو و تازه ترین اطلاعات مد هستند و تلاشی برای یافتن شغلی مناسب و ساختن پایه های زندگی ندارند و زنانی که با کسب موفقیتهای اجتماعی روی به زندگی به سبک مردان آورده اند…
متاسفانه آنچه که امروز بچشم می خورد تساوی زن و مرد نیست، بلکه تمایل یک جنس به رفتارهای خاص جنس مخالف است. شاید با توجه به این تغییرات، لازم باشد که تعلیمات ما به عنوان والدین بازنگری شود و همچنین متخصصان جامعه شناسی تاملی بر آن داشته باشند.
نوشته شده توسط گلناز

دیدگاه خود را ثبت کنید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.بخشهای موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.