شکستن دیوار تنهایی

انسانها امروزه بیش از هر زمان دیگری در طول دوره حیات بشری احساس تنهایی را تجربه می کنند. احساس تنهایی، بستگی به این که مجرد هستید یا متاهل و یا در خانواده ای شلوغ یا کم جمعیت زندگی می کنید ندارد. وقتی شما نیاز دارید که با شخصی خاص یا گروهی از افراد ارتباط داشته باشید و این رابطه برقرار نمی شود، حس تنهایی را تجربه خواهید کرد.

ممکن است فرد متاهلی در کنار همسر خود احساس تنهایی کند، حال آنکه فردی مجرد که وقت خود را با مواردی چون درس، کار، ارتباط با دوستان و… پر کرده است اصلا این احساس خلاء و تنهایی را نداشته باشد. حس تنهایی در کسانی که فردی را که دوست دارند از دست داده اند بشدت تشدید می شود. همچنین کسانی که نیاز های روحیشان در رابطه ای که دارند برآورده نمی شود، احساس تنهایی خواهند کرد. غالب مهاجرین بعلت اینکه دچار خلاء روابط اجتماعی می شوند، در معرض هجوم این احساس بصورت عمیق هستند.

اگرچه بسیاری از افراد تنها، احساس تنهایی می کنند ولی تنها بودن با احساس تنهایی تفاوت دارد. این موضوع به این دلیل برای افراد مختلف متفاوت است که برخی از افراد بدلیل ساختار شخصیتی از فعالیتها و سرگرمیهایشان در تنهایی لذت می برند و احساس می کنند که به اینصورت زمان بندی مناسبتری برای انجام کارهایشان دارند در حالیکه در جمع، این احساس آرامش و فراغ بال را ندارند و مضطرب می شوند.

افرادی که احساس تنهایی می کنند بعلت حس طردشدگی، بی ارزشی و دوست داشتنی نبودن دچار افسردگی می شوند و از احساس عدم امنیت رنج می برند. برخی از افراد در این شرایط سعی می کنند با راضی نگه داشتن دیگران و شلوغ کردن اطراف خود از این احساس رهایی یابند. درحالیکه قبول کردن مسئولیتهای بیش از حد و تلاش برای راضی نگه داشتن همگان، موجب وارد شدن فشار مضاعفی بر فرد می شود و وی احساس می کند که به میزانی که به دیگران بها می دهد، توجهی دریافت نمی کند و احساس تنهایی او تشدید می شود. آنچه که فرد در این حالت نیاز دارد، کیفیت رابطه است و نه کمیت آن.

بعضی از افراد، تحت تاثیر تنهایی ممکن است مرتکب اعمال اشتباهی بشوند و دست به انتخابهایی غلط بزنند. چنین افرادی ممکن است تحت تاثیر ظاهر شخصی با او رابطه برقرار کنند و یا آنکه در ابتدای رابطه شدیدا به وی وابسته شوند. انتظارات و سرعت وابستگی باید متناسب با یکسری از فاکتورها باشد که در مورد افرادی که احساس تنهایی می کنند این تناسب به چشم نمی خورد.

حتی در بهترین و موفق ترین رابطه ها، گوشه هایی هست که دو نفر یکدیگر را درک نمی کنند و همدیگر را می آزارند. بنابراین باید با گذشت و کاستن رنجشها و با نشان دادن محبتی خداگونه و بدون شرط، با کمک یکدیگر کمیت رابطه را بالا ببریم. ما انسانها قادر نیستیم همیشه و در تمام زمینه ها یکدیگر را درک کنیم و وقت و حوصله داشته باشیم و آنجاست که احساس تنهایی به ما هجوم می آورد.

اما خداوند این تنهایی را درک می کند و قادر است که در تنهایی ها همراه ما باشد. او بارها در کلامش به ما وعده داده است که ما را ترک نمی کند و به فراموشی نمی سپارد. پس در سخت ترین لحظه های تنهایی، وعده های خداوند را بیاد آورده و به آغوش همیشگی او پناه ببریم. تنها مکانی که در هر زمان و مکان می تواند پناهگاه امن و مطمئن ما باشد…

“شما را تنها نمی گذارم، پیش شما برمی گردم. پس از اندک زمانی، جهان دیگر مرا نمی بیند اما شما مرا خواهید دید و چون من زنده ام شما هم خواهید زیست. در آن روز خواهید دانست که من در پدر هستم و شما در من و من در شما.” انجیل یوحنا ۲۰:۱۴-۱۸

اگر مایلید که با مشاورین ما در این مورد صحبت کنید با ما تماس بگیرید.

برگرفته از:

۱. Loneliness: Human Nature and the need for social connection. John T. Cacioppo. 2008. ISBN-10:0393061701. 336 Pages.

۲. کتاب مقدس

۳. Psychology of loneliness. Sarah J. Bevinn. 2011. Publisher: Nova Science Publishers. ISBN-19: 1617612146. 159 Pages

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
بخش‌های موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *