خشونت کلامی
خشونت کلامی یعنی استفاده از سخنانی که باعث تخریب فرد مقابل و بی ارزش کردن او می شود. اگر چه خشونت کلامی باعث ایجاد کبودی چشم یا کبود شدن دست و پا نمی شود اما اثر آن در تخریب کامل اعتماد به نفس شما به چشم می خورد.
خشونت کلامی بی رحم است و ایجاد ترس در روح شخص می کند. بسیاری از زنان در مورد این مشکل با کسی صحبت نمی کنند. گاهی زنانی که مورد خشونت کلامی قرار گرفته اند حتی بسیار مراقب هستند تا کسی خارج از خانواده متوجه اینگونه برخوردها و خشونت کلامی نشود.
از آنجایی که زنان غالبأ دوست دارند پتانسیلهای یک مرد را باور کنند، پس معمولأ خشونت کلامی و اثرات آن را نادیده می گیرند. مهمترین اثر سوء خشونتهای کلامی تخریب اعتماد به نفس است. این زنان احساس بی ارزشی، عدم هوش کافی و عدم جذابیت می کنند. گاهی خشونتهای کلامی باعث می شوند که حتی زن به علت اینکه احساس می کند دوست داشتنی نیست، بیشتر به مرد مورد نظر وابسته شود و فکر می کند اگر او را از دست دهد هیچکس دیگر او را دوست نخواهد داشت. اینگونه مردان در خشونتهای کلامی با تحقیر صحبت می کنند یا اینکه زن را کنترل می کنند، گاهی این کنترلها همراه با حسادتهای بی مورد است و یا گاهی حتی صحبتهای رکیک هم بهمراه دارد. گاهی این مردان ایرادهایی به شعور و فهم زن مورد نظر می گیرند و او احساس می کند که تمامی رفتارهایش اشتباه است. در واقع هدف شخصی که خشونت کلامی را بکار می برد اعمال کنترل و نظارت، اعمال قدرت و نفوذ بر شخص مورد نظر، کاهش قدرت و نفوذ بقیه افراد، تغییر شرایط یا وضعیت به نفع خود، اعمال نظر و سلیقه فردی و اجبار طرف مقابل به اطاعت، اثبات برتری و ارضای حس خودخواهی، تخلیه روانی و روحی فرد و گاهی ایجاد تائید اجتماعی در جامعه ما است.
مردان در جامعه ما معمولأ این خشونتها را بر اساس توهین و تمسخر، انتقادهای بی جا، فحاشی، تهدید به ازدواج مجدد، تهدید به طلاق، قهر و اعمال مالکیت، حسادت بی مورد و سؤ ظن، محدود کردن روابط شخص مورد نظر با دوستان، فامیل و نزدیکان، اجبار به کارهای خلاف میل آن زن، تهدید به آسیب زدن به فرزندان و سؤاستفاده از آنها و یا اجبار به دیدن فیلمهای پورنوگرافی و …. است.
در موردهای پیشرفته خشونتهای کلامی همراه می شوند با خشونت جسمی، جنسی یا اقتصادی.
در خشونتهای جسمی ضرب و شتم، مشت زدن، لگد زدن، سیلی زدن و …. است.
در خشونتهای جنسی اجبار به رابطه جنسی در زمان عادت ماهانه و بیماری، روشهای نزدیکی که زن مایل به انجام آن نیست، زنای با محارم، قطع رابطه جنسی، حاملگی اجباری و…. است.
در خشونتهای اقتصادی شخص مورد نظر زن را در مورد مالی و شغلی تحت فشار می گذارد مثلأ عدم پرداخت مخارج زندگی، کنترل وسواس گونه این مخارج، تحت فشار قرار دادن زن برای گرفتن حقوق وی، ایجاد مضیقه مالی در خانواده برای زن و فرزندان، دریافت اجباری ارثیه زن و … می تواند باشد.
زنان ما به این علت که ممکن است استقلال مالی نداشته باشند، یا به علت تهدیدهای مرد مورد نظر، عدم اطلاع از قوانین، و یا اعتقاد به ضعف دستگاههای قضایی در گرفتن حقوق خود سکوت می کنند. ناگفته نماند که اعتقاد آنها بی جا نیست. شرایط اجتماعی هم احساس عدم کفایت و عدم لیاقت در همسرداری را در صورت بیان این موضوع به زنان میدهد. گاهی زن مورد بحث از تنهایی، ترس از آبروریزی، احساس نگرانی برای فرزندان سکوت می کند.
زنهای بسیاری در جامعه امروز ما به علت خشونهای کلامی که می تواند بسیار پنهان باشد دچار از کار افتادگی روحی و جسمی می شوند. این زنان به داروهای ضد افسردگی، الکل، مواد مخدر، فالگیری و قمار، کاهش انرژی، احساس حقارت و ناکامی، نابسامانی شخصیتی، فلج شدن در تصمیم گیری و… می رسند. حتی فرزندان آنها هم که در این محیط پرتنش رشد می کنند دچار آسیبهای روانی مثل افسردگی، مشکلات عاطفی، استرس زیاد و اضطراب مزمن و عدم موفقیت تحصیلی می شوند.
از سوی جامعه بین المللی حمایتهایی برای اینگونه زنان وجود دارند ولی در جامعه و فرهنگ ما بسیاری از آنها عملی نیست. به همین علت در حال حاضر تنها راه حل، مشاوره شخصی و رسیدگی به شرایط شخصی هر زن است.
اگر شما فکر می کنید قربانی خشونت کلامی هستید می توانید در صورت نیاز به مشاوره و هم صحبتی با ما تماس بگیرید. علاوه بر این تستی هم برای اینکه بدانید قربانی این نوع خشونتها هستید دروب سایت ما وجود دارد.
برگرفته از
۱. Verbal abuse
۲. www.psychologytoday.com
۳. ۲.verbal abuse healing
۴. www.verbalabusehealing.com

دیدگاه خود را ثبت کنید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.بخشهای موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.