من مسیحی هستم، آیا می توانم با یک غیر مسیحی ازدواج کنم؟
این سئوالی است که اغلب نوجوانان و جوانان به آن برمی خورند. متاسفانه برخی بزرگسالان نو ایمان نیز با آن در کشمکش هستند و در فرصتهای مختلف آنرا با ما مطرح می نمایند. اینک توجه شما را به پاسخ مختصر این سئوال جلب می کنیم.
ازدواج باید برای ما مکانی را به عنوان پناهگاه و امید و محلی برای تجدید قوا در اوقات سختی فراهم کند. مکانی که در آن می توان برای خداوند شاد بود و از او به خاطر همه نیکوئیهایش تشکر کرد.
شاید رابطه ازدواج یکی از مهمترین روابط در زندگی هر یک از ماست که شخصیت ما را می سازد. در واقع در این رابطه ما تبدیل می شویم به آن شخصیتی که خداوند انتظار دارد.
ما با ایمانی مشترک و ارزشهایی یکسان میتوانیم در شادیها و غمها کنار هم بایستیم. درواقع باورهای یکسان پایه های ازدواج را محکمتر میکند.
خانواده ای را تصور کنید که مادر باورهایی جداگانه دارد و پدر اعتقاداتی دیگر. در چنین خانه ای مسلما در مورد تربیت و بزرگ کردن بچه ها شدیدترین اختلافات بروز می کند زیرا شاید ما هیچ زمانی در رابطه با ارزشها و باورهایمان صادق تر از زمانی نیستیم که مساله بزرگ کردن بچه هایمان به میان می آید. حتی درمورد افرادی که زیاد “مذهبی” هم نیستند، تربیت بچه ها موجب بروز حساسیت میشود. زیرا این باورها فقط محدود به شرکت در جشن کریسمس یا رفتن گاه به گاه به کلیسا در روزهای یکشنبه یا جلسات دعا نیست.
این باورها و تصمیم گیریها، تربیت فرزندان و شخصیت هر یک از ما را شکل میدهند. پس این موضوع نمی تواند بی اهمیت باشد. البته اگر شما تصمیم به این انتخاب نامتعارف و ناهمگون بگیرید این بدان معنا نخواهد بود که خداوند شما را به جهنم می فرستد! بلکه بدان معناست که شما خود با نتایج این تصمیم روبرو خواهید شد و مشکلات حاصل از این تصمیم را تجربه خواهید نمود.
و شما البته می توانید صبر را پیشه نموده و به درستی انتخاب کنید که منتظر رویای خداوند برای ازدواجتان بمانید.
برگرفته از
Unequally yoked. Nancy Ortberg.
www.Christianitytoday.com

دیدگاه خود را ثبت کنید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.بخشهای موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.