متاهل هستم اما احساس تنهایی می کنم
بسیاری از افراد متاهل هستند که احساس می کنند همسرشان از آنها دور است. گویی دو همخانه هستند یا آنکه فقط با پدر یا مادر فرزندانشان زندگی می کنند نه کسی که همراه و همپای آنان باشد، کسی که به او عشق بورزند و عمیق ترین قسمتهای احساس و روح خود را با او شریک شوند. شاید در این نقطه است که برخی دل به عشقی تازه می سپارند و عده ای بدون انگیزه و با احساس افسردگی به زندگی ادامه می دهند. اگر شما هم یکی از این افراد هستید بدانید که اکنون زمان تغییر است.
در ابتدا موقعیت خود را مرور کنید. چه چیزی در ازدواج شما باعث شده که احساس تنهایی کنید؟ آیا یک موقعیت ویژه باعث بروز این مشکل شده است؟ یا مشکل شما یک حالت دائمی دارد؟
به این سئوالات پاسخ دهید تا علت بروز مشکل و این احساس تنهایی، کمی بر خودتان هم آشکار شود:
– آیا خودتان را مسئول این حس تنهایی می دانید؟
– آیا خود را به خاطر داشتن این احساس مقصر می دانید؟
– آیا فکر می کنید باید احساس خود را تغییر دهید؟
– آیا بجای آنکه ریشه قضیه را بررسی کنید و بدانید که چرا این احساس را دارید، خودتان را به خاطر آنکه با وجود داشتن شوهر یا زن مورد علاقه و دوست داشتنی خود احساس تنهایی می کنید مقصر می دانید؟
– آیا همسرتان را مقصر می دانید؟
– آیا ریشه تمام مشکلات را در همسر بی فکر، بی لیاقت و بی احساس خود می دانید؟
– آیا ریشه بی توجهی همسرتان را بررسی کرده اید؟ مثلأ شاید او از مشکل افسردگی رنج می برد و یا مشکل دیگری درمیان است.
اینکه فکر کنید که ازدواج شما شکست خورده و به انتها رسیده است هیچ مشکلی را حل نمی کند، و به این احساس تنهایی شما دامن می زند. باید به فکر یک تغییر اساسی بود.
فهرستی از اقداماتی که باید بکنید تهیه کنید. سعی کنید این فهرست واقعی باشد نه رویایی و ایده آل گرایانه. برای مثال تغییر شخصیت همسرتان نمی تواند یک اقدام ممکن باشد. شما باید برای تغییر روحیه او از خود بپرسید که او با چه مشکلی مواجه است و چه اقدامی می توان در این مورد انجام داد، نه اینکه انتظار داشته باشید شخصیت او به یکباره و با یک گفتگو تغییر کند.
از کلی گویی بپرهیزید. اینکه بگوئید ما باید با هم وقت بیشتری را بگذرانیم کلی گویی است، بهتر است پیشنهاد کنید که هر روز بعد از کار در ساعتی مشخص با هم یک چایی یا قهوه بخورید و در مورد خودتان و احساساتتان صحبت کنید و نه در مورد فرزندان یا مسائلی که همیشه صحبتشان هست. شاید صحبت کردن در مورد احساسات هم خیلی کلی باشد. برای مثال میتوانید بگوئید یکی از احساسات آن روزمان را با هم در میان بگذاریم.
بعد از تهیه این فهرست باید آن را با همسرتان در میان بگذارید. شاید این قسمت سخت باشد چون ممکن است همسرتان گفتگو در مورد احساسات را دوست نداشته باشد و از آن سر باز بزند و یا شاید حالت دفاعی بخود بگیرد. با ملایمت برایش توضیح دهید که چرا نیاز دارید این صحبت را داشته باشید و اینکه الآن چه احساسی دارید. به او اینگونه بگوئید که من احساس تنهایی می کنم و نیاز دارم با تو صحبت کنم نه اینکه بگوئید تو باعث شدی رابطه مان خراب شود و حالا باید صحبت کنیم.
شاید با صحبت کردن در مورد فهرست انتظاراتتان همسرتان نیز ایده های جدیدی داشته باشد. شاید شما بیش از حد همسرتان را مسئول فرض می کنید در حالیکه باید قسمتی از قدمها را خود شما بردارید.
بدانید که اگر درمورد این موضوع خلاق و مسئول برخورد کنید این احساس تنهایی صد درصد حل شدنی است.
برگرفته از
۱. Becoming family: How to build a stepfamily that really works. Robert H. Lauer Jeanette C. Lauer. ISBN 0806637307. Publisher: Augsburg Fortress Publisher
۲. How to Build a Happy Marriage: And keep it that way. Robert C.Lauer.
ISBN-10:155977701X. Publisher: Careertrack

دیدگاه خود را ثبت کنید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.بخشهای موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.