بی ارزشی،” درد مشترک” بسیاری از زنان
پشت قاب پنجره های این شهر زنی از درد تنهایی اش هر شب در دل خود بی صدا اشک می ریزد. او از رنج بی مهری و بی توجهی همسرش درد می کشد، در خود می شکند، لیکن فریادش را هیچگاه نجوا هم نمی کند. او از تنهایی پس از جدایی، از بار سنگین نگاهها و حرفها و از آینده ای نامعلوم می ترسد.
زنی دیگر را می شناسم که زیر بار تحقیر له شده و با نگاهی خسته و محزون گذر روزها را می شمارد اما جرات اعتراض در مقابل تحقیرها در او کشته شده است. وی از مردی که به عنوان شوهرش بر او اربابی می کند می ترسد، از اعتماد به نفسش چیزی باقی نمانده و وقتی به عکسهای اولین سالهای جوانی خود و بلند پروازیهایش نگاه می کند حتی درک آن روزها برایش سخت است چه برسد که رویاها و غرور آن روزهایش را به یاد آورد.
زن دیگری را در گوشه ای دیگر از این شهر سراغ دارم که از ندامت عشقی بد فرجام دندان بر لبش دارد ولیکن دیگر نه جایی برای بازگشت دارد و نه توانی برای ادامه راه… بیزار از زیستن و با عزم گریز به ورطه هولناک نیستی…
زنی دیگر هر شب با دیو عذاب وجدان هماغوش می شود. او که خانه اش را بر آشیان دیگری بنا کرده در لابلای کابوسهای شبانه اش دلیل می تراشد، بهانه می آورد که اگر زندگی اندکی با وی مهربان تر بود او امروز به بهای ویران کردن اساس یک خانواده، سهم خود را از زندگی جستجو نمی کرد اما در درون خود بروشنی میداند که مقصر است و باز هم فردا و فرداهای دیگر هجوم این افکار سوهان روحش می شود…
زنی دیگر در شهر ما به تلافی زخمهای روحش با خفه کردن احساسات خود در بستری که می توانست بستر عشق او باشد از خویشتن و از مردانی که چیزی جز جسم در او ندیدند انتقام می گیرد.
پشت یکی از پنجره های این شهر زنی بیرون را می نگرد که از وجود زنی دیگر در زندگی همسرش آگاه است و هر شب خوشه های غم در سبدش می گذارد…
قصه زندگی این زنان و علت بودن هر یک در این مسیر با دیگری متفاوت است. سن آنها تفاوت دارد، یکی نوجوان است و احساساتی، دیگری زنی در نیمه های میانسالی، یکی نوزادی در آغوش و دیگری حسرت مادر بودن را در دل دارد. اما آنچه که در این قصه ها مشترک است این واقعیت است که آنها همگی ارزش خود را یاد برده اند. چه آن که از ترس از دست دادن یک زندگی که سالها آجرهایش را دانه دانه روی هم چیده و یا آن دیگری که از تنها شدن وحشت دارد، چه آن که آنقدر تحقیرها او را شکسته که دیگر خود را به یاد نمی آورد و چه آن یکی که کامجویی را اساس زندگی امروزش قرار داده تا دیگر در احساسات خود نشکند.
آنچه که همه آنان شاید باید بیاد آورند ارزشی است که در نگاه خداوند دارند. آنان چه تنها باشند و یا از زیبایی بی بهره، چه تهیدست و یا دور از طراوت و جوانی، اگر ارزش و هدف نهایی زیستن خود را بشناسند، در راه زندگی با قدمهایی استوار گام می نهند.
اگر شما در موقعیت یکی از این زنان هستید، شاید از یاد برده باشید که برای نقشه ای روی این زمین هستید. آیا به زمین آمده اید که تحقیر بشوید، برده باشید، یا آنکه هر روز کوه غمهای خود را انباشته تر کنید و یا آنکه فقط وسیله ای برای برای لذت بردن و لذت بخشیدن هستید؟
شاید شما نمی دانید که همچون مرواریدی در دستان خداوند هستید. شما دردانه خالق خود هستید. او که شما را آفریده و شما را حتی بهتر از خودتان می شناسد، می تواند تمام دردهای شما را تسلی دهد. او بار گناهان شما را بر دوش خود می گیرد و شما می توانید بار تنهایی، غم و ترسهای خود را به او بسپارید. دوست من اگر امروز دستانت خالی است و یا اگر بارها بخاطر عدم زیبایی یا عدم لیاقت تحقیرشده ای، او می تواند حدود تو را از سنگهای گران قیمت بسازد. ( اشیعا ۱۲:۵۴).
بله خداوند قادر است بجای خار درخت صنوبر در زندگی شما برویاند. شما بار دیگر با شادی ترنم کرده و او رویاهای نو و زیبا به شما می بخشد.( اشعیا ۵۵: ۱۳) خداوند به تو با احسان جاودانی، رحمت خواهد فرستاد و بر ضعف تو چه در گذر ایام و بالا رفتن سن، چه در مشکلات مالی، چه در تنهایی و نیازهای عاطفی و جسمی، چه بر گذشته ای نه چندان روشن غالب شده و ماتم تو را به رقص تبدیل خواهد کرد.
ارزش خود را دوباره از دیدگاه خداوند مرور کرده و با حکمت در بدست آوردن ارزشهای از دست رفته خود بایستید. ارزشهایی که گاه با گذشت و محبت، و گاه با ایستادن حکیمانه و شجاعانه و گاه با دعا و روزه و گاه در جدا کردن راهتان از بیراهه های اسارت بار احیاء می شوند. ارزش خود را نه براساس احساسات بلکه در محبت حکیمانه او با آزادی و پایداری بدست آورید. بهره گیری از یکی از این خصوصیات به تنهایی هیچگاه نمی تواند آزادی و شادی از دست رفته را به شما بازگرداند. پس با دعا و طلب روی خدا در این زمینه می توانید با مشاوران ما همگام شده و نیروهای ظلمت، افسردگی و اسارت را شکسته، برای خداوند آواز شادی و نجات سر دهید. انتخاب باقی راه با شماست.
برگرفته از کتاب مقدس
www.manoto.tv.net/videos/cdwmg18e1

دیدگاه خود را ثبت کنید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.بخشهای موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.