نمایش بدون بلیط: رقص مرگ بر فراز …

نمایش بدون بلیط: رقص مرگ بر فراز میدان های شهر

خبر کوتاه بود، اما به قدر کافی برای به صدا درآوردن ناقوس های خطر قدرت داشت: ” کودک ۱۲ ساله ای خود را حلق آویز کرد”. مهران که تنها دوازده بهار از عمر خود را سپری کرده است، بهمراه برادرش و تعدادی دیگر از همسالان خود در روستای کوچکی در نزدیکی شهر جوانرود در استان کرمانشاه مشغول بازی است. مهران که به تازگی شاهد مراسم اعدام در ملاء عام بوده است، اینک تصمیم گرفته صحنه اعدام را برای همسالانش بازسازی کند.

او طنابی را به شکل حلقه دار گره میزند و از نرده های ایوان خانه می آویزد. چرخ دستی را زیر پای خود قرار میدهد و زمانی که حلقه طناب را به گردن می اندازد از برادر کوچکتر خود می خواهد چرخ را از زیر پای او بکشد. کودک از نرده ها آویزان می شود و تقلای او برای نجات خویش، کودکان دیگر را به گمان لودگی وی به خنده وا میدارد. اما لحظاتی نمی گذرد که تن بی جان کودک از حرکت باز می ایستد و تازه همبازیانش احساس خطر می کنند و در پی والدینشان به داخل خانه میدوند. زمانیکه والدین مهران به ایوان میرسند او دیگر نفس نمی کشد…

ایران یکی از بالاترین میزان آمارهای اعدام را در جهان بخود اختصاص داده است. حکمی که در بسیاری از موارد در ملاء عام اجرا می شود و پس از هر بار اجرای آن موجب هشدار بسیاری از ناظران مسائل اجتماعی و روان شناختی در زمینه ترویج خشونت گردیده است. حال این مفهوم به بازی ها و شیطنت های کودکانه هم راه پیدا کرده است. کودکانی که ممکن است بدون داشتن درک کاملی از مفهوم مرگ و زندگی قربانی این بازی شوند.

به گفته “مختار خندانی” روزنامه نگار آژانس مکری کرمانشاه: هرگاه که قرار است مراسم اعدام در انظار عمومی اجرا شود، کودکان هم از جمله تماشاچیان رقص مرگ بر چوبه دار هستند. “فاریا بارلاس” روانشناس بالینی از لندن در مصاحبه با رادیو فردا میگوید: ترویج خشونت نتایج غیرمستقیمی نیز دارد که نباید از آنها غافل شد. وی می افزاید: در بیشتر مواقع نمی توان نتایج غیرمستقیم خشونت را بوضوح دید. یکی از عواقب وخیم قرار گرفتن مستمر در معرض خشونت از جمله تماشای اعدام در ملاء عام، زدودن تدریجی حساسیت در برابر خشونت است که جامعه امروز ایران را به صورت جدی تهدید می کند.

حساسیت زدایی به این معنا است که در مقابل محرک های خشونت بار، واکنش عاطفی و رفتار مناسبی از فرد مشاهده نمی شود. کودکانی که امروزه در برابر اینگونه خشونت ها واکسینه می شوند، در آینده بسیاری از رفتارهای خشونت آمیز را عادی تلقی می کنند، چرا که خشونت را بصورت نهادینه از گذشته همراه خود دارند و احتمال انجام فعل خشونت آمیز در آینده چه بصورت عمدی و چه بصورت غیرعمد در این افراد بشدت افزایش پیدا خواهد کرد.

روستایی که این حادثه در آن بوقوع پیوست روستایی کوچک است با جمعیتی کمتر از هزار نفر و آن طور که مختار خندانی خبرنگار محلی از منطقه گزارش کرده در این روستا هیچگونه امکانات تفریحی و فرهنگی وجود ندارد. نبود مناسبات گرم خانوادگی برای سپری کردن اوقات فراغت افراد جامعه در کنار یکدیگر و همچنین فقدان امکانات عمومی مناسب، بستر ساز آسیب های اجتماعی گسترده ای در سال های اخیر بوده است.

به گفته “سعید معیدفر” دانشیار گروه جامعه‌ شناسی دانشگاه تهران: اوقات فراغت افراد گاهی ممکن است با اعضای خانواده بگذرد. رفت ‌وآمد با خانواده و فامیل برای برخی از افراد اوقات فراغت محسوب می‌شود. افراد مسئولیت‌های اجتماعی‌شان را در اوقات فراغت به انجام می‌رسانند. اگر اوقات فراغت حذف بشود این مسئولیت‌ها (مانند کمک به همنوع و یا احساس مسئولیت بعنوان پدر یا مادر یا فرزند) بر زمین می‌مانند؛ بنابراین فعالیت‌های اجتماعی در اوقات فراغت فزونی می یابند و درصورت حذف آنها، ظرفیت‌های اجتماعی کاهش پیدا می‌کند و همین مساله می‌تواند بر میزان خشونت در روابط اجتماعی و یا حتی آسیب‌های اجتماعی دیگر هم اثر بگذارد. جامعه‌ای که شاد نباشد و نتواند اوقات فراغت مناسبی را برای افراد خود تدارک ببیند می‌تواند مبتلا به آسیب‌هایی بشود که افسردگی و تضادهای شدید بین افراد خانواده و بخش‌های دیگر جامعه را دامن می زند و روابط فردی و اجتماعی دچار مشکل خواهد شد.

از طرفی اعدام در ملاء عام در سال های اخیر به روشی برای نشان دادن مشت آهنین حکومت تبدیل گشته و تلاش حاکمیت برای ارعاب جامعه با هدف کنترل سرکوبگرانه بوسیله کاشتن بذر خشونت در لایه های پنهان جامعه بوده است. “حسن قاضی مرادی” محقق جامعه‌شناسی و تاریخ ایران در گفتگویی با پایگاه اطلاع‌رسانی اصلاح می گوید: حکومت اقتدارگرا حکومتی است که اصلاً بر ترس مردم از دم و دستگاه حکومت متکی است. تا وقتی که مردم باردار ترسی نهادینه شده از دستگاه حاکمه هستند، حکومت می تواند به حفظ قدرت امیدوار باشد، اما به محض اینکه این ترس بشکند حکومت در خطر سقوط قرار خواهد گرفت.

به ویژه در دوران اخیر اهمیت عامل ترس در حفظ حکومت اهمیت بیشتری یافته و پیچیده تر شده است و به این دلیل که عامل ترس نامشخص است، هر یک از مردم می ترسند بدون آنکه بدانند از چه چیزی می ترسند. این ترسی است که وجود انسان را در بر می گیرد و فلج می کند و دقیقاً اگر انسان نتواند بر این ترس غلبه کند، ترس او تبدیل به عاملی برای دست یازیدن به خشونت نسبت به همنوعان توسط وی می شود. در حقیقت خشونتی که فرد بروز می دهد واکنشی منفعلانه نسبت به وحشت وی می باشد و وی در پس سنگر خشونت ورزی اش موضع می گیرد تا در مقابل هجوم این ترس از خود دفاع کند.

شمار اعدام ها در ایران بخصوص اعدام در انظار عموم، از جمله مواردی است که نهادهای بین المللی حقوق بشری بارها از آن انتقاد کرده اند. به گزارش رادیو فردا “عبدالکریم لاهیجی” حقوقدان و رئیس فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر، اعدام در ملاء عام را از مصادیق شکنجه و مغایر با قوانین بین المللی می داند. وی می افزاید دار زدن افراد در خیابان از مصادیق شکنجه بدنی و طبق کنوانسیون حقوق بشر ممنوع می باشد.

در عین حال حکومت ها علاوه بر رعایت تناسب جرم با مجازات می بایست جهت ایجاد محیطی آرام و برقراری امنیت در جامعه نیز بکوشند که مجازات اعدام علنی درست عکس این رویه را بصورت عادی جلوه دادن عملی بیرحمانه و غیر انسانی جلوی چشم آحاد مردم به تصویر می کشد. با وجود تمام انتقادها در یک ماه اخیر دستکم ۳۰ تن در شهرهای مختلف ایران اعدام شده اند که اعدام ۶ نفر از آنها در ملاء عام صورت گرفته است.

اکنون بجرات می توان قربانی دیگری را به قربانیان پدیده اعدام اضافه کرد که اگرچه مستقیما قربانی یک حکم قضایی نیست، اما قربانی یک الگو برداری اجتماعی از عملی مشمئز کننده و دور از موازین انسانی است. قربانی ۱۲ ساله ای از روستایی در نزدیکی شهر جوانرود در استان کرمانشاه…

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
بخش‌های موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *