همسرکشی

تعریف اصطلاح “همسرکشی” اقدام به کشتن زن یا شوهر توسط همسر می باشد که برجسته ترین مورد قتلهای خانوادگی ایران در سال ۱۳۹۰ بوده است. زنها معمولا زمانی اقدام به قتل شوهرشان می کنند که یا با خشونت روبرو می شوند و در عین حال بدلیل تعصب خانواده خود و یا نداشتن سرپناه قادر نیستند که خود را از قید آن ازدواج رها کنند و یا در مواردی است که مرد مرتکب خیانت می شود و زن نمی تواند این شرایط را تحمل کند.

مردانی که مرتکب قتل همسر خود شده اند، معمولا در اثر عصبانیت آنی و یا در اثر شک دست به این عمل زده اند. جالب است بدانید که در بررسی هایی که توسط دکتر محمد علی نجفی توانا انجام شده است قتلهایی که بر اثر عصبانیت صورت می گیرند بیشتر درنیمه اول سال و بدلیل آنکه گرما میزان تحمل فرد را پایین آورده روی می دهند، همچنین کسانی که در خانه های بزرگ که فضای سبز بیشتری دارد زندگی می کنند کمتر دست به قتل زده اند. قتلهای از پیش برنامه ریزی شده نیز بیشتر در نیمه دوم سال رخ داده اند. مردان بیشتر از زنان دست به قتل همسر خود زده اند و همچنین بیشتر از زنان از روشهای خشن استفاده کرده اند. در سالهای اخیر قتل های خشونت بار افزایش داشته اند و شاید علت آن فشارهای ناشی از مشکلات اقتصادی و اجتماعی در ایران و استفاده از مواد مخدری مانند شیشه باشد.

قانون اساسی یکسویه نگر ایران خود بستری مناسب برای وقوع اینگونه خشونتها است. بررسی دلایل اصلی ارتکاب جرم در مورد اکثر زنانی که مرتکب قتل همسران خود شده اند بر این مساله صحه می گذارد. حق طلاق بصورت یکجانبه برای مرد، ازدواج اجباری و ازدواج مجدد شوهر از جمله دلایل اصلی وقوع جرم توسط زنان بوده است.

در بسیاری از این پرونده ها قصه مشابه یکدیگر است. بیشتر این قتلها در شرایطی صورت گرفته که زن از طرف خانواده خود حمایت نمی شود و طلاق گرفتن او امری کاملا مردود بحساب می آید و همچنین ازدواج اجباری و به اصطلاح نداشتن راه پس و پیش، وجه مشترک اکثر این فجایع است. ضمن آنکه خیانت مرد و یا تعدد زوجه باعث انباشته شدن خشم و سرخوردگی و کینه شده و در نهایت به همسرکشی انجامیده، برخی از این زنان نیز بشدت از طرف همسر خود مورد ضرب و شتم قرار می گرفته و دیگر تحمل این همه درد و تحقیر را نداشته اند.

متاسفانه در این میان قانون نه تنها از زنانی که مورد خشونت قرار می گیرند حمایتی نمی کند بلکه مُهر تاییدی هم بر این بی عدالتی ها می زند. بعنوان مثال اگر زنی در دادگاه ادعا کند که شوهرش با زنان مختلف ارتباط دارد، از نظر بسیاری از قضات این دلیل برای صدور حکم طلاق کافی نیست و البته بدتر از آن حق قانونی مرد برای صیغه و ازدواجهای متعدد است، در حالیکه اگر مرد زن خود را در حال زنا ببیند حق قانونی دارد که او را بکشد. قانون نامتوازنی که احساس و شخصیت یک زن را به سخره می گیرد و بشدت غیر انسانی است…

برای مبارزه با این پدیده شوم، در اولین گام باید چنین قوانین تبعیض آمیزی را اصلاح کرد. وظیفه تمامی فعالان حقوق بشر حکم می کند که با فعالیت در نهادها و مجامع بین المللی و آگاهی بخشی نسبت به وجود چنین قوانین واپس گرایانه ای برای لغو آنها بکوشند تا با دستیابی به تساوی حقوق بین زنان و مردان، جامعه سالم تری بنا کنیم.

برگرفته از:

۱. “بررسی مساله همسر کشی در ۱۵ استان کشور و اهمیت آن” گروه پژوهش همسرکشی موسسه جزا و جرم شناسی ۱۳۸۱

۲. تغییر برای برابری، بی بی سی، ۶ آذر۱۳۸۷

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
بخش‌های موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *