تصمیم گیری در مشکلات

انسان به گفته «دیل کارنگی»، معمار سرنوشت خویش است. اما ما چگونه معمار سرنوشت خویش هستیم؟ خداوند ما انسانها را با اراده آزاد و قدرت انتخاب به شباهت خود آفریده است. ما دارای قدرت فکری هستیم و با کمک این افکار، تصمیم‏گیری و انتخاب می کنیم. همینطور بر اساس آنها عمل می نمائیم. این اعمال ما را به سرنوشتی که نتیجه لحظه به لحظه تصمیمات ما است میرساند.

ما در هر لحظه از زندگی با تصمیم گیری روبرو هستیم و همیشه فقط دو راه کلی پیش روی ما قرار دارد. اولی که راه درست و در راستای اراده خداوند و وجدان می باشد و دومی که راه نادرست و نقشه شریر برای ما است. اولی، ما را به سرنوشت سعادت و دومی، ما را به سرنوشت لعنت هدایت میکند. مثلأ فردی که در زندگی انتخاب میکند که برای کسب درآمد به جای یک کار شرافتمندانه، دزدی کند و نهایتأ توسط قانون مجازات می شود، تصمیم گیری آن فرد است که نهایتأ او را به مشکلی که الان با آن درگیر است می کشاند.

عوامل زیادی در شکل گرفتن تصمیم گیریهای ما دخالت دارند که از جمله میتوان به فشارهای خارجی و محیطی اشاره کرد. وقتی ما در زندگی با فشارهای گوناگونی روبرو هستیم، برخی مواقع شیطان راههای غلطی را به ما پیشنهاد میکند که در ظاهر، راه برون رفت از آن شرایط بد است. اما این راههای غلط، نه تنها ما را از مشکلاتمان رهایی نمی بخشد؛ بلکه به نوعی حتی وضعیت ما را بدتر هم میکند و درست مانند در آمدن از چاله و افتادن به چاه است.

بنا به تحقیقات به عمل آمده در ایران؛ فشارها، مشکلات اجتماعی – خانوادگی – اقتصادی از قبیل بیکاری و نداشتن امنیت شغلی از یک سو، فشارها و محدودیتهای افراطی مذهب از سوی دیگر، تاب و توان مردم را بریده و در نتیجه آن فساد روز به روز در حال افزایش است و تصمیماتی که فرد برای بیرون رفتن از بحران جاری در زندگیش می گیرد؛ زندگی و آینده او را به سوی نابودی می کشاند.

دختران جوانی که تحت فشار شدید خانواده قرار دارند و راهی به جز فرار از خانه نمی بینند و در نهایت به دست باندهای قاچاق زن و دختر به منظور فحشا اسیر میشوند و یا در مکانهای مذهبی مجبور به روسپیگری مذهبی یعنی صیغه میشوند را می بینیم که فقط از چاله ای در آمده و به چاه افتاده اند.

مردی که برای فرار از مشکلات به اعتیاد رو آورده است و دیگر قادر به تامین زندگی خانواده اش نیست؛ و یا زنی که برای گذران زندگی خود به روسپیگری رو می آورد، در مسیر ویرانی خود، خانواده و جامعه ای که در آن زندگی می کند، قدم برداشته است.

ما انسانها حتی اگر بسیار قوی و توانا هم باشیم در رویارویی و برخورد با مشکلات زندگی در شرایطی خود را ناتوان احساس می کنیم و همانطور که دیدیم با انتخاب راه حلهای غلط؛ تنها باعث ایجاد مشکلات جدید و بدتر شدن شرایطمان میشویم. در چنین شرایطی صدایی از بطن وجود ما فریاد میزند و نیاز خود را به یک فرد نیرومند و توانا که بتواند ما را از این مخمصه رها سازد، زندگی ما را در دستانش بگیرد و از ما دفاع کند را ابراز میکند.

سوالی که در ذهن ما ایجاد میشود این است که آیا واقعأ کسی وجود دارد که به فکر من باشد و بتواند به من کمک کند و شرایطم را تغییر دهد، تا بتوانم درست زندگی کنم و از وضعیت کنونی بیرون بیایم؟ جواب این سئوال این است که: بله! چنین شخصی وجود دارد که بتواند به شما کمک کند و این شخص کسی نیست به جز خداوند.

در مزمور ۳ داوود در مشکلاتش اینگونه به خداوند ایمان خود را بر اساس شناختی که از او دارد بیان میکند: (خداوندا تو همیشه سپر من در برابر خطرات هستی و به من پیروزی می بخشی و به من شجاعت می دهی. به حضور خداوند فریاد میکنم و او از کوه مقدس خود مرا اجابت میکند. آسوده می خوابم و دوباره بیدار می شوم، زیرا خداوند از من مراقبت می کند. از هزار دشمنی که مرا از هر طرف احاطه کرده اند ترسی ندارم.)

ما نیاز به کسی داریم که ما را دوست داشته باشد. عاقل و حکیم و قدرتمند و توانا باشد، به طوری که انجام هیچ کاری برایش مشکل نباشد، تا کنترل زندگی ما را در دست بگیرد و آن را بهبود ببخشد. به ما کمک کند تا راه درست را در زندگیمان انتخاب کنیم و در این مسیر ما را رهبری کند. قدرت و توان ببخشد. ما را به حال خودمان وا نگذارد و شرایط ما را تبدیل کند. این شخص کسی نیست به جز خدای زنده و حی.

اما شاید ما فکر کنیم که او ما را فراموش کرده و ما را به حال خود رها کرده است؛ چون حضور و کار او را در زندگیمان نمی بینیم. واقعیت این است که او هرگز ما را ترک نکرده؛ بلکه این ما هستیم که به او پشت کرده و از او دور شده ایم. او هر روزه، در قلب ما را میزند و می خواهد که وارد زندگی ما شود. به ما کمک کند و ما را در مسیر سعادت رهبری کند. اما، ما نسبت به او، بی توجهی نشان می دهیم و به راههای خودمان می رویم. خداوند در کلامش در اشعیا میفرماید: (آیا مادری میتواند کودک نوزاد خود را فراموش کند و فرزندی را که خودش به دنیا آورده دوست نداشته باشد؟ حتی اگر یک مادر فرزند خود را فراموش کند، من هرگز تو را فراموش نخواهم کرد. من هیچوقت نمی توانم تو را فراموش کنم. من اسم تو را در کف دست خود نوشته ام).

پس اگر ما می خواهیم که زندگی ما عوض شود؛ باید بدانیم که کارهای انسانی و تصمیمات غلط؛ تنها منجر به بدتر شدن وضعیت زندگی ما میشود و راه حل صحیح این است که به خداوند روی بیاوریم. تنها به او پناه ببریم و از او بخواهیم که وارد زندگی ما بشود. سکان زندگی ما را در دست بگیرد و شرایط ما را تبدیل کند. در مزمور ۲ مکتوب شده است که: (حقیقتأ خوشا به حال کسانی است که به خدا پناه می برند).

ما باید به سوی خدا بازگشت کنیم و از او بخواهیم تا وارد زندگی ما بشود و زندگی ما را تغییر دهد. اما برای این منظور ما باید قدمهایی را برداریم که در زیر به آنها اشاره خواهیم کرد.

• اولین قدم توبه و بازگشت به خداست.

ما تا کنون، هر گونه که خواستیم زندگی کرده ایم. خودمان رهبر زندگیمان بوده ایم و به حرف هر کسی به جز خدا گوش داده ایم. حتی خدا را در نظر نگرفته ایم. این یعنی گناه ورزیدن در برابر خدا. گناه یعنی مستقل از خدا و بدون در نظر گرفتن خواست و اراده او زندگی کردن. به عبارت دیگر تعریف گناه این است که هر کاری که دلمان بخواهد انجام دهیم. این روش زندگی ما، باعث دوری ما از خداوند شده است. ما برای برداشته شدن این فاصله و جدایی و وارد شدن خدا در زندگیمان نیاز به توبه و بازگشت و دریافت بخشش الهی داریم. شما در عمل توبه به طور ساده پشیمانی و ناراحتی خود را به خدا درباره روش زندگیتان بیان می کنید و از او طلب بخشش می کنید.

بنابراین، اگر میخواهیم که خداوند وارد زندگی ما شود و ما را رهبری کند؛ باید با قلبی شکسته و روحی توبه کار به حضور او بازگشت کنیم و از او بخواهیم که ما را ببخشد.

• دومین مرحله برای دریافت بخشش الهی، ایمان آوردن به نقشه نجات و عیسی مسیح، به عنوان نجات دهنده و فراهم کننده بخشش الهی برای ما انسانها است.

برطرف شدن فاصله بین انسان و خدا و آشتی ما با خدا و وارد شدن او به زندگی ما در اثر بخشش الهی نسبت به گناهان ما صورت می گیرد. اما همه ما انسانها در محکمه الهی گناهکار و محکوم به مرگ هستیم. ما هرگز نمی توانیم با اعمال نیکو مجازات مرگ را برطرف کنیم.

برای روشن شدن مطلب میتوان این مثال را آورد که: فردی را در نظر بگیریم که در اثر جرم سنگینی محکوم به مجازات مرگ شده است. آیا اعمال او در زندان میتواند این محکومیت را از او بردارد و او را از مرگ نجات دهد؟ مسلمأ جواب این سوال منفی خواهد بود. او نمی تواند با اعمال خود موجبات بخشش وعفو خودش را فراهم کند. مگر آنکه فردی از بیرون از زندان جریمه و به اصطلاح خون بهای او را بپردازد.

این مثال خیلی به وضعیت ما شباهت دارد. ما هرگز با کارهای خوبمان نمی توانیم از مجازات مرگ آزاد شده و عفو و بخشش خدا را دریافت کنیم. اما خداوند همان فردی است که جریمه گناهان ما را پرداخت کرده و باعث آزادی و نجات ما از این محکومیت شده است. او خودش به کمک ما آمد. او به صورت یک انسان به این دنیا قدم گذاشت و مانند یک انسان زندگی کرد اما با این تفاوت که در او هیچ گناهی نبود و به جای ما روی صلیب رفت تا مجازات گناه که مرگ است را به جای ما بر خود بگیرد. از آنجایی که در او هیچ گناهی نبود؛ سه روز بعد از مرگ، زنده شد و قیام کرد. چون مرگ نتوانست او را شکست دهد و او بر مرگ غالب شد. او در قالب یک انسان و به عنوان نماینده ما انسانها از مجازات مرگ گذشت و زنده شد.و این امتیاز را به ما بخشید که با ایمان به او ما هم در مرگ و قیام او و پیروزی او بر مرگ سهیم باشیم و حیات جاودانی را که به معنی دریافت بخشش خدا، صلح و آشتی با خدا و همنشینی با او میباشد را بدست آوریم.

• سومین مرحله این است که ما در اطاعت از خدا زندگی کنیم.

وقتی ما با ایمان بخشش الهی را دریافت می کنیم؛ خداوند وارد قلب و زندگی ما میشود و روح خود را به ما می بخشد و روح خدا در ما ساکن شده، ما فرزندان خدا میشویم.

روح خدا، شامل افکار و احساسات و اراده خداست که در ما قرار می گیرد. ما خواهیم توانست با خداوند رابطه مستقیم برقرار کنیم و خدا با قلب ما صحبت میکند. از طرفی دیگر خداوند برای راهنمایی ما، کلامش را به ما داده است تا از اراده او آگاه شویم و با قدرتی که روح خدا از درون به ما میدهد؛ بتوانیم از او اطاعت کنیم. ما انسانها همانطور که قبلا هم اشاره کردیم با تصمیم گیری هایمان، سرنوشتمان را رقم می زنیم. پس اگر در جهت اراده خداوند در اطاعت از او زندگی کنیم و تصمیم بگیریم با کمک خدا کم کم از بحرانهای زندگی خارج شده و به جای راه حلهای اشتباه و غلط، با اطاعت از او به راه حلهای درست و اساسی خواهیم رسید و زندگیمان تغییر خواهد کرد.

علاوه بر این، وقتی که خداوند وارد زندگی ما میشود کارهایی را که ما قادر به انجام دادن آنها نیستیم او انجام خواهد داد. مشکلات خانوادگی، مالی، اجتماعی، قانونی و تحصیلی… در کلام خدا ما بارها و بارها شاهد کارهای عظیم خدا برای نجات قومش بوده ایم. او دریا را برای قومش باز کرد تا از آن عبور کنند و بعد به همان دریا فرمان داد تا فرعون و ارتشش را که در حال تعقیب آنها بودند، ببلعد. او دانیال را که بیگناه به چاه شیران انداخته بودند با بستن دهان شیران محافظت کرد و اجازه نداد که به او آسیبی برسد.

پس در انتهای صحبتم می خواهم از شما دعوت کنم که اگر شما هم در مشکلات و سختی هستید، به جای تصمیم گیری های عجولانه و غلط که فقط باعث بدتر شدن وضعیت میشود، به خدا پناه ببرید و قدمهایی را که به آن اشاره کردیم، بردارید و منتظر بمانید تا خداوند در زندگی شما عمل کند.

نوشته شده توسط فرناز

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
بخش‌های موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *