,

زنهای زورگو – ۲

در مقاله اول زنهای زورگو، با ویژگیهای رفتاری زنانی که دچار بیماری زورگویی هستند آشنا شدیم. این مقاله را می‌توان با دو هدف خواند. یکی‌ اینکه آگاه شویم که این زنان احتمالا در کودکی چگونه زیر ظلم پدر یا مادر خود، دچار این ناهنجاری گشته اند. بدینگونه کسانی‌ که با اینگونه زنها در تماس نزدیک هستند در می یابند که این یک بیماری جدّیست و نیاز به درمان جدی دارد. و یا اگر خواننده خود گمان میبرد که یک یا چند مشخصه را دارد به فکر درمان باشد.

دوم اینکه پی‌ میبریم که رفتار نادرست یک مادر زورگو چه اثر‌های ویرانگری میتواند بر فرزندان  داشته باشد و چگونه این لعنت میتواند از نسل‌های گذشته به نسل‌های آینده منتقل شود.

اولین و مهمترین قدم برای درمان، پذیرفتن این مساله است که من این مشکل را دارم. تا این مساله را نپذیریم چیزی عوض نخواهد شد. قدم بعدی دعا، روزه و کمک گرفتن از کسی‌ است که در این مورد دانش و تجربه لازم را داشته باشد.

ما به نام عیسی مسیح دعا می‌کنیم که روح القدس چشمان و قلب خواننده عزیز را باز کند تا در صورت لزوم، اقدام به کاری کند که خداپسندانه باشد و ثمر نیکو با خواندن این مقاله پدید آید.

 

تاثیر بر بچه ها

  • بچه‌ها بدون درک این که مادرشان با مادر‌های دیگر فرق دارد بزرگ میشوند و ممکن است که هرگز از نقشی‌ که مادرشان در کارایی آینده آنها بازی کرده آگاه نگردند، مگر آنکه کسی‌ آنها را کمک کرده و مساله را برایشان باز کند. از آنجایی که زن زورگو هیچ خطائی را متوجه خود نمی‌داند و از آنجایی که کسب رضایت خاطر او ناممکن است، چون تعریف او از “رضایت” دائما تغییر می‌کند، بچه‌ها با یک احساس شکست دائمی و عدم قابلیت رشد میکنند. بچه‌ها که به طور طبیعی مایلند که رضایت پدر و مادر را به دست بیاورند، لاجرم زیر دست چنین مادری تسلیم شدن را میاموزند.

  • اگرچه ممکن است که زن زورگو بچه یا همسرش را تشویق هم بکند، اما اکثرا تشویق او در مواردی است که باعث افتخار خودش هم بشود. مثلا در مورد راه یابی‌ به دانشگاه و یا پیروزی در یک مسابقه، معمولاً تشویق همراه با تفسیری منفی‌ می‌باشد (خوب است، ولی‌ اگر اینطور یا آنطور عمل میکردی بهتر میشد). این بچه ها در آینده باور نخواهند داشت که مادرشان حتی برای یکبار هم آنها را تشویق کرده است. بسیاری از افراد بالغ که زیر دست مادر زورگو بزرگ شده اند، زمانی‌ متوجه میشوند قادر نیستند اظهار نظر مثبت بکنند، که کسی‌ از آنها بپرسد ” مادرت تو را چگونه تشویق میکرد؟ ” معمولاً تشویق مادر همراه با جمله‌ای منفی‌ و تحقیر آمیز، آن هم در حضور دیگران است، مثلا می‌خواهد این را برساند که ” تو که خیلی‌ با هوش هستی‌، چرا نمره ۲۰ نگرفتی‌؟ حواست سر جایش نبود، بازیگوشی کردی. ” …

  • بسیاری از کسانی‌ که مادر زورگو داشته اند حتی برای خطاهای کوچک هم دائم در حال عذر خواهی‌ کردن هستند. از آنها به قدری ایراد گرفته شده که از اشتباه کردن وحشت دارند و هرگونه کم و زیاد در رفتار خود را خطا می انگارند. آنها همیشه نگران این هستند که کار یا رفتارشان مورد تائید قرار می گیرد یا نه، بچه هایی که تحت نظارتی سلطه گر پرورش می یابند در آینده و در زندگی مستقل خود نیز قربانی افرادی زورگو خواهند بود.

  • زنان یا مردان زورگو و خودپرست، دوست ندارند چیزی به دیگران بدهند. اکثر مردم هدیه دادن را دوست دارند، چون از خوشحالی‌ دریافت کننده هدیه لذت میبرند. ولی تجربه  بسیاری از فرزندان زنان زورگو این بوده که مادر در مقابل هرچه که هدیه میداده انتظار بازگشت داشته و یا اینکه توقع داشته که به جای آن کاری انجام داده شود. این قربانیان باور نمیکنند که هدیه فقط برای خوشحال کردن به آنها داده شده است و در اکثر مواقع از پذیرفتن آن امتناع می کنند.

  • مادر زورگو به فرزند خود، به ویژه به فرزند دختر بیش از حد وابسته است. معلوم نیست که وظایف مادری او کجا به پایان می‌رسد و از کجا و یا چه وقت، بچه زندگی‌ مستقل خود را آغاز می‌کند. وی از بزرگ شدن و استقلال بچه ها خوشش نمی آید، تا زمانی که فرزندش کوچک است وظایف مادری را به خوبی انجام می دهد اما در زمان بلوغ او با ترفندهای گوناگون تمام تلاشش را برای وابسته نگاه داشتن فرزندش به خود انجام می دهد.  بچه های سرکش، قربانیان مادران زورگو می شوند و بچه های رام و مطیع مورد لطف و عنایت بیشتری قرار می گیرند. زنان زورگو غالبا از مردها نفرت دارند و فقط به دنبال مسلط شدن بر آنها هستند، به همین علت هم ممکن است با پسرشان پس از گذراندن دوران بلوغ دچار مشکل شوند و گاه در صورت جدایی مایل هستند که دختر را نزد خود نگاه دارند و پسر را به شوهر سابق می دهند.

  • با اینکه پدر در چنین خانواده‌ای معمولاً مهربان است ولی‌ به ندرت از بچه‌ها در مقابل رفتار نادرست مادرشان حمایت می‌کند. وظیفه پدر و مادر حفاظت از بچه‌ها در مقابل زور و خشونت است، به گونه‌ای که بچه‌ها احساس امنیت داشته باشند. شاید پدر، همدلی و همدردی با بچه‌ها را نشان دهد ولی‌ اغلب او هم مثل یک بچه وانمود می‌کند که قربانی بد رفتاری مادر است. گاهی به کار زیاد پناه میبرد تا در خانه نباشد و گاه برای مدتی زیاد به هر بهانه‌ای از خانه دور میشود و بچه‌ها را با مادر زورگو تنها میگذارد. احتمالا او از زورگویی همسرش آگاهی‌ دارد زیرا به خود او هم زور می‌گوید، اما شاید از اندازه‌های اثری که رفتار مادر بر بچه‌ها دارد بی خبر است. این نکته برداشت بچه‌ها را از نقشی‌ که پدر و مادر باید داشته باشند خدشه دار می‌کند و عواقب بسیار بدی خواهد داشت.

  • با اینکه زن زورگو شوهر خود را قانع می‌کند که مادر خوبی‌ است ولی ذاتا خودخواه است‌ و همیشه خواسته‌های خودش مهمتر از خواست بچه است. در موارد بسیار پیشرفته، اتفاق افتاده که مادر بچه‌ها را به قتل رسانده، تا بعد از طلاق سرپرستی بچه‌ها به پدر نرسد.

  • در خانواده‌ای که مادر زورگو است، پیش میاید که گناه کج خلقی‌ و خشم مادر به گردن بچه‌ها می‌افتد. به بچه‌ها اخطار میشود که ” کاری نکن که مادر باز عصبانی شود “. وقتی‌ مادر کنترل گفتار و رفتار خود را از دست میدهد، به بچه گفته میشود، ” دیدی چکار کردی؟”، و بچه هم گمان می‌کند که خودش مسئول رفتار مادر است. مادر تقصیر هر چیزی را متوجه بچه‌ها می‌کند، ” آنقدر اعصابم را خورد کردی که مریض شدم، اگر مردم از دست توست.” باور کردن گناهی که بچه خود هیچ کنترلی بر آن ندارد، در آینده روی کارآیی وی اثر منفی‌ میگذارد و فرد دائم با احساس گناه زندگی‌ می‌کند.

  • زن زورگو همواره با بچه‌ای که سرکش است و اطاعت نمی کند با خشونت شدید برخورد می‌کند. وی با این عمل که نشان میدهد که از بچٔه سرکش نفرت دارد و گناه همهٔ کاستی‌ها را به گردن او میندازد. وی اجازه نمی دهد که بچه روی پای خود ایستاده زندگی‌ مستقلی را در پیش بگیرد.

  • او تلاش می‌کند که روحیه بچه را خراب کند تا بچه خود را بی‌ ارزش انگاشته از ترک مادر و از زندگی کردن مستقل ناتوان شود.

زنان زورگو عموما دچار ناهنجاری‌های رفتاری هستند، حد و مرز خود را نمیشناسند و دچار خودخواهی شدید هستند. اگرچه یک نفر هرگز تمام نکته‌های نوشته شده در این مقاله را یکجا ندارد، ولی‌ هرچه بیشتر این علائم در یک نفر جمع باشند احتمال این که دچار بیماری زورگویی باشد بیشتر است.

این خصوصیات ضمن بررسی‌های علمی‌ گروه DSM-IV نتیجه گرفته شده و همچنین نتیجه تجربه و مشاهده‌های فردی بیماران و فرزندان مادران زورگو می‌باشد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
بخش‌های موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *