, ,

سنگسار حکمی در تضاد با خواست خداوند

آنچه که در مورد مجازات زنان درگیر با فحشا در ایران می گذرد، چقدر با آنچه که دیدگاه خداوند به این زنان میباشد متفاوت است. چنانکه در قانون مجازات اسلامی در مورد سنگسار آمده در بند ج ماده ۸۲ اینچنین عنوان شده است که: زنای غیرمسلمان با زن مسلمان که موجب قتل زانی است ( حد زنا در این مورد اعدام است).

ماده ۸۳: حد زنا در موارد زیر رجم (سنگسار) است: الف- زنای مرد محصن، یعنی مردی که دارای همسر دائمی است و با او درحالی که عاقل بوده جماع کرده و هروقت نیز بخواهد می تواند با او جماع کند.

ب – زنای زن محصنه با مرد بالغ، زن محصنه زنی است که دارای شوهر دائمی است و شوهر در حالی که زن عاقل بوده با او جماع کرده است و امکان جماع با شوهر را نیز داشته باشد. تبصره : زنای زن محصنه با نابالغ (پسر زیر۱۵سال ) موجب حد تازیانه است.

ماده ۸۶: زنای مرد یا زنی که هر یک همسر دائمی دارد ولی به واسطه مسافرت یا حبس و مانند آنها از عذرهای موجه به همسر خود دسترسی ندارد، موجب رجم نیست.

ماده ۸۸: حد زنای مرد یا زنی که واجد شرایط احسان (یعنی تاهل) نباشد صد تازیانه است. آنچه که امروز در ایران در مورد حکم سنگسار می گذرد علاوه بر آنکه به شدت ناقض حقوق بشراست، فاصله بسیار زیادی با نگاه مسیح به اینگونه افراد دارد. آنچه که در قانون از نظر تئوری عنوان شده این گونه ادعا می کند که مجازات سنگسار هم در مورد زنان و هم در مورد مردان اجرا می شود، اما در عمل تعداد زنانی که سنگسار می شوند اصلأ قابل مقایسه با تعداد مردان نیست. برخی از حقوقدانان علت آن را بی سوادی و کم اطلاعی زنان عنوان کرده اند.

در اجرای این حکم از سنگهایی استفاده می شود که نه آنقدر بزرگ باشند که باعث مرگ آنی فرد محکوم شود و نه آنقدر کوچک که صدمه جدی ببار نیاورد، بلکه باید فرد محکوم به حالت زجرکش و با مرگ آهسته و زخمهای جدی به تدریج جان دهد. در هنگام اجرای حکم سنگسار، مردان تا کمر خود در زمین مدفون می شوند و سپس حکم در موردشان اجرا می شود، در حالیکه زنان را تا سینه در خاک قرار میدهند و سپس سنگسار میکنند.

بسیاری از زنان محکوم زنانی هستند که همسر مردان معتاد بوده و از سوی شوهرشان وادار به تن فروشی شده اند، یا آنکه دلایل کافی برای طلاق گرفتن قانونی از همسرشان نداشته و از زناکاری او به تنگ آمده و به نوعی سعی در انتقام گیری و یا گرفتن به ظاهر “حق خود” از زندگی کرده اند . تعداد دیگری از این زنان بشدت تحت خشونت خانگی قرار داشتند.

آیا زنان در این میان تحت قضاوت یکطرفه قرار نمی گیرند؟

موارد بسیار دردناکی از اجرای احکام در طی سالیان گذشته در کشورمان اجرا شده است. شاید یکی از دردناکترین این وقایع مربوط به زنی در شهر اراک در سال ۱۳۷۳ بوده که در مقابل چشمان فرزندان خود سنگسارگردید، زیرا این حکم باید در مقابل اعضای خانواده و فرزندان او انجام می شد. این زن علیرغم اصابت سنگهای بسیار که به سوی او پرتاب شده بود زنده مانده و با آنکه چشمانش از حدقه در آمده بودند باز هم توانست خود را از گودال بیرون کشیده و برای نجات جان خود فرار کند که توسط مامورین اجرای حکم دستگیر شده و به ضرب گلوله در مقابل فرزندان خود جان سپرد.

داستان های دردناک این گونه سنگسارها بسیار است ولی آیا کسانی که با شقاوت این احکام را اجرا می کنند، شرایط آن زن را متوجه شده اند؟ و آیا این زن مظهر همه آن زشتی هایی است که آنها در صدد نابودی آن هستند؟ پس سهم دیگرانی که این زن را تا بدین نقطه سقوط سوق داده اند کجاست؟

در کتاب مقدس می بینیم زمانی که زنی زانی و محکوم به سنگسار در مقابل مسیح قرار گرفت، مسیح با وجود ذات قدوس خود نگاهی همراه با محبتی عمیق به این زن انداخت، نگاهی که زندگی این زن را دگرگون کرد و بر زخمهای او مرهم نهاد. او نه تنها آن زن را محکوم نکرد بلکه ملایان یهود را به چالش کشیده و از آنها خواست آن کس که مدعی است هیچ گناهی نکرده است، سنگ اول را به این زن بزند. همه ملایان صحنه را ترک کردند. شاید مسیح شروع به نوشتن گناهان سرپوش گذاشته شده آنان بر روی زمین کرده بود و آنان از گناهان خود اینچنین شرمنده شدند. اما پس از آن هم هنگامیکه آن زن با خداوند عالم تنها گشت، ذره ای سرزنش یا محکومیت بر او قرار نگرفت بلکه صدایی پر از رأفت به او گفت کجا هستند مدعیان تو؟ تو نیز برو و دیگر گناه نکن.

شاید آن زن در آن هنگام طعم محبتی را چشید که در تمام زندگی از آن محروم بود. محبتی را، که شاید در آغوش یکی از مردانی جستجو میکرد که در انتظار اجرای حکم سنگسار او بودند… و یا شاید او با دست آویز کردن مسائل مالی می خواست که بر خلاء درونی خود غلبه کند. شاید کودکی تلخی را گذارنده، یا مورد بی عدالتی بسیار در طول زندگی قرارگرفته بود و می خواست حق خود را از زندگی طلب کند.

انگیزه آن زن بر ما نامعلوم است ولی آنچه که می دانیم نگاه خداوند بر این زن و زنان است. آیا ما هم می توانیم با قلبی خدا گونه و با نگاهی نو به این موضوع بنگریم؟

برگرفته از

۱. www.un.org

۲. کتاب مقدس

۳. www.iran-e-azad.org

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
بخش‌های موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *