طلاق، حق طبیعی یا آسیب اجتماعی؟
در کتاب مقدس مسیحیان آمده که عیسی طلاق را بطور مستقیم و به شدت نکوهش کرده است. اینکه خداوند در کتب عهد جدید خود مسئله طلاق را در کنار مهمترین مسائل درونی انسانها مثل محبت، انتقام، بخشش، قضاوت و عدالت قرار میدهد و به آن همچون یکی از اصلی ترین موضوع های روحانی بشریت نگاه میکند، شاید نشانه بسیار روشنی باشد از اینکه عیسی طلاق را یک مشکل ریشه ای روحانی در آدمیان میداند و توجهی خاص به آن دارد. از این رو اهمیت دارد که این مسئله به دقت موشکافی شود و مورد بررسی مجدد قرار گیرد.
مسئله طلاق در دنیای امروز همچنان یکی از موضوع های بسیار پیچیده است که از جنبه های مختلف حقوقی، روانی، مذهبی، تربیتی، اقتصادی و اجتماعی با حساسیت مورد بررسی قرار میگیرد. به خصوص جنبه های حقوقی و اجتماعی آن بیشتر مورد تاکید است و به جنبه های روانی و روحانی آن توجه کمتری میشود. بسیاری از رسالات پایان نامه فارغ التحصیلان حقوق و علوم اجتماعی، همچنین روانشناسان و متخصصان علوم تربیتی در سراسر جهان و کشور ما ایران به بررسی مسئله طلاق از جنبه های گوناگون میپردازند که منابع بسیار خوبی برای تحقیق و مطالعه آکادمیک هستند. اما تحقیقات درباره طلاق از نظر روحانی در مقایسه با جنبه های دیگر آن بسیار کمتر انجام شده است.
حق و ناحق
در دنیای امروز با آنکه نحوه برخورد با طلاق از نظر شکلی در شرق و غرب جهان با هم تفاوتهای بسیار زیادی از لحاظ حقوقی و اجتماعی دارد اما در ماهیت یکی است. در قوانین کشورهای پیشرفته غربی تلاش بر ساده کردن قوانین طلاق به نفع زنان شده، در حالیکه در قوانین بیشتر کشورهای مسلمان نشین شرقی، حق طلاق همچنان بصورت انحصاری در دست مردان است. با آنکه نظریه پردازان هر دو سوی کره خاکی برای اثبات درستی روش خود استدلالهای ویژه ای ارائه میکنند و خود را بسیار متفاوت از دیگری میپندارند، ولی حقیقت این است که همه به طلاق مانند یک نوع معامله مینگرند که حق طبیعی آدمیان است که هروقت دلشان بخواهد انجام دهند و یا ندهند. در کمتر مواردی دیده شده است که به مسئله طلاق آنطور که که خداوند نگاه میکند نگریسته شود. یعنی به عنوان یک ناهنجاری روحانی که منشاء بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی و روانی بشر است. مانند نفرت، خشم، قضاوت، حسادت وغیره که در واقع بیماریهای روحی انسان است.
شاید به همین دلیل است که هم در کشورهای مسیحی نشین غربی که از قوانین لیبرالیسم و نه از اصول مسیحی پیروی میکنند و هم در کشورهائی که در تنظیم قوانین آنها از مذاهب و آئینهای شرقی مانند اسلام و هندوئیسم و بودیسم تبعیت میشود مشکل طلاق و آثار اجتماعی نامطلوب آن همچنان وجود دارد و رو به تزاید هم هست. بی گمان با هر دیدگاهی که به طلاق نگاه کنیم برای کم کردن اثرات نامطلوب آن به همان سو میرویم. طلاق یک واقعیت است که وجود خارجی دارد اما یک حق نیست. چنانکه جنگ نیز یک واقعیت است که به عنوان یک آسیب اجتماعی آثار نامطلوب فراوانی در طول تاریخ بشریت به جای گذاشته است اما برخلاف گذشته امروز همه قبول کرده اند که جنگ کردن یک حق برای انسانها نیست. آیا نمیتوان این مقایسه را کرد و گفت همانطور که جنگ کردن با آنکه وجود دارد و اتفاق می افتد یک حق نیست بلکه یک بیماری بشری است، طلاق هم نه یک حق فردی بلکه یک ناهنجاری است؟
بحث شیرین !
محققان علوم اجتماعی و تربیتی طلاق را به عنوان منشاء بسیاری از آسیبها و بیماریهای اجتماعی میدانند. آمارها نشان میدهند که اکثر کسانی که جذب اعمال غیر قانونی و دسته جات خلافکار میشوند در دوران کودکی از وضعیت خانوادگی خوبی برخوردار نبوده اند و طلاق را در خانواده خود تجربه کرده اند. بسیاری از بچه های طلاق مطابق همین آمارها استعداد بیشتری از خود برای گرایش به الکل و مواد مخدر نشان میدهند. بسیاری از کسانی که تمایلات همجنسگرائی از خود بروز میدهند معلول روابط خانوادگی نابسامان و فقدان یکی از والدین میباشند. در بیشتر موارد افرادی که طلاق والدین خود را تجربه کرده اند، در حالت مقایسه با موارد مشابه خودشان، از لحاظ درسی و شغلی از موفقیت کمتری برخوردار میباشند و حتی در موقعیتهای برابر هوشی از خود کارآیی کمتری نشان میدهند. اکثریت بسیار بالایی از خودفروشان نیز کسانی هستند که تجربه تلخ طلاق خود یا والدینشان را به همراه دارند.
روانشناسان به مسئله طلاق از زاویه ای دیگر نگاه میکنند. برخی آن را باقی ماندن و ادامه غیر طبیعی عقده های روانی معمول دوران کودکی نظیر ” ادیپ ” و ” الکترا ” در مردان و زنان بزرگسال میدانند. برخی نیز آن را یک فرار روحی برای دور شدن و سرپوش گذاشتن بر واقعیت بحرانهای شخصیتی مانند احساس کمبود محبت، تمایلات نابسامان و غیر طبیعی جنسی، اضطرابهای پیوسته درونی و از این قبیل میدانند. در حالیکه برخی از روانشناسان طلاق را سوپاپ اطمینانی برای جلوگیری از انفجارات روانی مانند شکنجه، خودآزاری و قتل معرفی میکنند، برخی دیگر از آنها طلاق را باعث پیچیده و غیر قابل حل تر شدن مشکلات روانی اشخاصی میدانند که آن را به دلخواه یا از سر اجبار تجربه کرده اند.
قبلأ گفتیم که قانونگذاران و حقوق دانان نیز طلاق را به شکل یک حق نگاه میکنند که باید برای صاحبش محفوظ بماند و بسته به اینکه این حق را مال چه کسی میدانند برای صیانت از آن قوانینی وضع میکنند. بطورمثال در جوامع غربی که زنان را صاحب اصلی حق طلاق میشمرند قوانین به نفع آنان تنظیم شده طوری که بتوانند هر وقت که بخواهند بدون هیچ هراسی کانون خانوادگی خود را زیر و رو کنند. در بیشتر کشورهای مسلمان نشین این حق از آن مردان شناخته شده است و قوانین طوری نوشته شده که هر وقت مرد خواست میتواند به سادگی زنش را طلاق دهد و به دنبال هوسهای خود برود. هردوی این دسته قانونگذاران ادعا میکنند که قوانین وضع شده از سوی آنها باعث کاهش آمار طلاق و کم شدن آثار نامطلوب آن خواهد شد. اما شوربختانه چنین نیست و کشتی همه شان از این جهت در گل نشسته است.
فرهنگ یا اقتصاد
در کشور ما ایران مطابق قانون حق طلاق بر اساس شرع اسلام به مردان رسیده است و همین مسئله موجب فساد بسیار زیادی در خانواده های ایران و بالطبع جامعه ما شده. به خصوص در بین مردم ما که اگر منصفانه به آنها نگاه کنیم برای حدود یک قرن است که بین سنتهای مذهبی و تمایلات تجدد طلبانه شان گیر کرده اند. به همین دلیل دیده میشود که با آنکه طبق قانون اختیار طلاق در دست مردان است ولی زنان در سالهای اخیر تلاش میکنند تا از طریق مکانیسمهائی مثل شرایط ضمن عقد و گذاشتن مهریه سنگین، اختیار مطلق مردان در این رابطه را به چالش بگیرند که این تلاش لاجرم در اکثر موارد باعث تحکیم خانواده که نمیشود، بذر بسیاری از اختلافات بعدی را نیز در زمین زندگی می پاشد .
در ایران نه تنها آمار طلاق کاهش چشمگیری نسبت به آمار جهانی نشان نمیدهد، بلکه هر روز ابعاد بیشتری پیدا میکند. آخرین بررسیهای منتشر شده از سوی اداره آمار و ثبت احوال ایران مندرج در بولتن ضمیمه سالنامه آماری نشان میدهد که در ۹ ماه اول سال ۱۳۸۸ طلاق در کشور ۱۲۵درصد رشد داشته است و از هر ۸ ازدواج یکی به طلاق کشیده است. این آمار در تهران یک طلاق از هر ۴ ازدواج را نشان میدهد، یعنی دو برابر کل کشور. کمترین میزان طلاق در همین مدت در بین استانهای کشور مربوط به محرومترین استان یعنی سیستان و بلوچستان بوده است. آیا این آمارها نشان از آن دارد که در مناطق توسعه یافته تر طلاق متداول تر است؟
برخی از متخصصین علت وقوع طلاق در خانواده را اقتصادی و برخی آن را فرهنگی میدانند. طرفداران نظریه اقتصادی طلاق عقیده دارند که افزایش طلاق نسبت مستقیم با افزایش بیکاری و تورم در جامعه دارد. آنها عقیده دارند که بیماریهای اقتصادی جامعه در نهایت از طرق فیزیکی باعث عدم قوام و دوام یک خانواده و در نهایت از هم پاشیدن آن میشوند. طرفداران نظریه فرهنگی طلاق عقیده دارند که هرچه سطح سواد و به طبع آن فرهنگ انسانها بالاتر میرود آنها تمایل بیشتری به زندگی مستقل و انفرادی پیدا میکنند. مطابق این نظریه آدمهای تحصیلکرده تر راحتی بیشتری در تنهائی میابند تا خلاقیتهای خود را بروز دهند و به نیازهای روحی و فرهنگی خود برسند. از این رو گرایش بیشتری به جداشدن از قید و بندهای خانوادگی در خود احساس میکنند.
باز اندیشی
همه این روشها و نظریات، دلایل و مستنداتی برای اثبات صحت خود ارائه میکنند که معتبر ودرست به نظر میرسند. اما واقعیت چیست و چرا این مسئله روز به روز ابعاد گسترده تری می یابد؟ حتی در کشورهای سنتی تر نیز امروزه به اندازه همان جوامع پیشرفته آمار طلاق مرتب افزایش نشان میدهد. آیا وقت آن نرسیده است که بدون تعصب و جانبداری نگاهی همه جانبه به زوایای ناشناخته تر مسئله طلاق به عنوان یک آسیب جدی اجتماعی از جنبه های گوناگون قانونی و اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، روحی و روانی بیندازیم و آن را از حالت یک بحث صرفا حقوقی خارج کنیم؟ آنچه که در این زمینه لازم به نظر میرسد شاید اندیشه ای دوباره در موضوع ها و سرفصل های زیر باشد:
۱ تاثیر نفوذ فکری مذهب بر روابط انسانها با یکدیگر، با تکیه بر عشق و محبت و اثر آن بر زندگی مشترک یک خانواده.
۲ نظریه های جدید توسعه اقتصادی و تاثیر آنها بر خانواده هائی که به دنبال مدرن شدن هستند، با تکیه بر مقایسه جوامع متفاوت.
۳ دهکده جهانی و پدیده سرعت شگفت انگیز پیشرفت تکنولوژی ارتباطات، با تکیه بر نحوه کارکرد و اثر گذاری رسانه های مدرن در خانواده ها.
۴ مقوله آزادی در حقوق بشر و حقوق مدنی و رابطه آن با بحث جامعه و خانواده، با نگاه ویژه به مسئله طلاق و جایگاه آن.
۵ نقش هنر و فرهنگ در زندگی انسانها به شکل فردی و جمعی، با تکیه بر نقش و جایگاه هنر در خانواده و تاثیرات روحی و روانی آن.
نوشته شده توسط شهاب

دیدگاه خود را ثبت کنید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.بخشهای موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.