فراسوی انتظاراتمان، نگاهی واقع بینانه به ازدواج

” تو معنای زندگی من هستی، تو همه چیز منی، هیچ کس مثل تو مرا درک نمی کند، تو همه امید و دنیای منی ….”

اکثر زوجها زمانی که عاشق شده اند یا این جملات را بر زبان رانده و یا از عشق خود شنیده اند. این جملات بیانگر احساسات لطیف و عمیقی است که هر یک از ما که عاشق شده ایم با آنها آشنا هستیم، اما متاسفانه واقعیتهای زندگی نمی گذارد ما همیشه مثل قهرمان داستانهای رمانتیک زندگی کنیم. این واقعیتها فقط شامل مشکلات نیست بلکه شامل آنچه که در روزمرگیهای زندگی جریان دارد نیز می شود.

بسیاری از افراد با این تصور که عشق بی همتای زندگی خود را یافته اند زندگی مشترک را آغاز می کنند، با این خیال که پس از این مانند ستاره های سینما، با عشقی وصف ناپذیر هر روزشان سرشار از احساسات ناب خواهد بود. اما وقتی پس از پایان دوران ماه عسل همسرشان را پشت میز صبحانه، با موهای بهم ریخته و لباس راحتی، در حالیکه چایی خود را هورت می کشد می بینند، تازه احساس می کنند که عشقشان آنقدرها هم که فکر می کردند رومانتیک و افسانه ای نیست! واقعا انتظارات ما از عشق و زندگی چیست؟

آیا فکر می کنید یک انسان با ترسها، تردیدها، اشتباهات و ضعفهای خود می تواند برای انسانی دیگر احساس امنیت ابدی، شادی و آرامش را به ارمغان بیاورد؟ اشتباه نکنید من عمیقا به عشق اعتقاد دارم اما این را هم باور دارم که تنها عشقی می تواند پایدار و عمیق باشد که تکیه گاهی پایدار چون خداوند داشته باشد (ایمان مشترک)، همچنان که به باور من باید طرف مقابل را با تمام ضعف ها و قوت هایش دوست داشت.

این اشتباه محض است که توقع داشته باشیم شخص مقابل هر روزه مانند یک قهرمان عاشق رفتار کند. بطور مثال در مورد سکس که از آن به عنوان یکی از ارکان مهم یک رابطه یاد می کنند، همیشه نمی تواند به صورت رمانتیک انجام شود. علل مختلفی باعث می شود که یکی از همسران پرشور باشد و برعکس طرف دیگر به علت خستگی یا استرس شاید به آن گرمی نباشد. گاهی ممکن است شخص از موضوعی به هیجان بیاید، در حالی که همسرش در آن لحظه اشتیاق خود را از دست داده است. چنین مسائلی ممکن است باعث شود که دو طرف در کامل بودن عشق خود شک کنند…

باید بدانیم که ازدواج رضایت کامل از سکس را به همراه نمی آورد. همانطور که پولس رسول در اول قرنتیان ۷ : ۹ میگوید :”…زیرا که ازدواج از آتش هوس بهتر است.” پس ازدواج ممکن است تمامی شهوت فرد را برآورده نسازد. چنانکه سلیمان پادشاه را در کتاب جامعه می بینیم که علیرغم داشتن زنان متعدد همچنان رضایت کامل ندارد.

انتظار اشتباه دیگر ممکن است این باشد که در یک ازدواج فقط دو نفر اهمیت دارند. در حالیکه ما آفریده شده ایم تا عشق را به دوستان، فامیل، کودکان، همکاران و … بدهیم و از آنان نیز این عشق را دریافت کنیم. پس ما نیاز داریم که با بسیاری از افراد دیگر نیز در ارتباط باشیم. همسر ما نمی تواند تمام نیاز ما برای صمیمیت و عشق را تامین کند. شما ممکن است با همسر خود بسیار صمیمی همچون یک دوست باشید، حتی از صمیمی ترین دوستان هم صمیمی تر. ولیکن برخی از مواقع ممکن است یکی از شما نتواند بطور کامل دیگری را درک کند. این موضوع نباید باعث ناامید شدن شما بشود، بلکه باید با وجود آگاهی از این موضوع او را دوست داشته باشید و درک کنید.

پس با واقع بینی در عشق، عشقی عمیق و پایدار را تجربه کنید.

برگرفته از

When God writes your love story. Eric and Leslie Ludy. Multnomah publisher ISBN 1590523520. 251p

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
بخش‌های موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *