,

نگاه صادقانه به طلاق

گاهی وقتی به ازدواجهای ناموفق نگاه می کنیم آرزو می کنیم که ای کاش می توانستیم به عنوان راه حل بگوئیم “این رابطه را تمام کن و یا این آدم بی لیاقت را رها کن”، لیکن حقیقت آن است که همسرتان تاثیری بیشتر از خرید و فروش یک وسیله در گذشته و آینده و در روح شما داشته و دارد و نمی توان آنقدر راحت به این حرف عمل کرد. اگرچه برخی از افراد از سر لجبازی یا رسیدن به انتها به این فکر عمل می کنند، بدون اینکه آثار بعدی آن را در نظر بگیرند…

همسر شما شخصی است دارای احساسات، شخصیت، علایق و ضعفها… برخی فکر می کنند طلاق مفری است برای آنانی که در انتخاب خود اشتباه کرده اند و به این وسیله می توانند این اشتباه را جبران کنند و با جدایی به سوی آینده ای پر سعادت قدم بگذارند، زیرا حداقل از یک ازدواج مشکل دار رها می شوند و می توانند شانس خود را باز هم امتحان کنند. در این تفکر اثری که طلاق بر روی روح زن و شوهر می گذارد، نادیده گرفته شده است.

در واقع افراد، با این هدف به ازدواج خود پایان می دهند که آینده بهتری برای فرزندانشان فراهم کنند و یا در عشقی تازه به رابطه یا چیزهایی که فکر می کنند لیاقتش را دارند و یا آرزو می کنند، دست پیدا کنند. آنها در جستجوی فرصت و شخصی هستند که بیشتر درکشان کند، برایشان احترام بیشتری قائل شود و یا حداقل در عذاب و استرس کمتری باشند. تعداد کمی از این افراد شاید حتی حدس بزنند که به چه سراب هایی دل می بندند.

طبق آماری که در طول پانزده سال توسط گروه wallerstein ارائه شده است پنجاه درصد از زنان و بیست و پنج درصد از مردان، پس از طلاق نسبت به همسر سابق خود احساس خشم دارند. در واقع طلاق به عنوان یک فاکتور اصلی در احساسات، آینده و تصمیم گیریهای فرد عمل می کند. در این تحقیق مشاهده شد که زمان به صورت اتوماتیک باعث تغییر احساسات در طول سالیان نمی شود. تحقیقات نشان داده است که خیلی از احساسات منفی با گذر زمان تغییر می کنند، لیکن درد ناشی از طلاق برای همیشه باقی می ماند و گذشت زمان هیچ تغییری در آن نمی دهد.

فرزندان طلاق هر آن چیزی را که هر فرد در چهارچوب یک خانواده دارد، از دست می دهند و به شدت در درون خود احساس طرد شدگی و خشم پنهانی دارند. برخی از آنها همیشه احساس می کنند که کودکی آنها دزدیده شده است. در واقع رابطه این کودکان برای همیشه با والدینشان تخریب می شود. آنها هرگز به طلاق به عنوان شانس دوم در زندگی خود و والدینشان فکر نمی کنند.

طبق آماری که توسط همین موسسه منتشر شده است، تنها درصد بسیار پایینی از افراد طلاق گرفته اعلام کرده اند که به آرامش رسیده اند، ضمن اینکه اگر در این رابطه فرزندانی وجود داشته باشند زن و شوهر به ناچار در طول سالها با هم ارتباط خواهند داشت و این برای هر دو عذاب آور خواهد بود. معمولأ رابطه هایی از این نوع، زخمهای کهنه را باز می کند. برای مثال مساله تامین اقتصادی فرزندان می تواند کمترین ارتباطی باشد که زن و شوهر به ناچار با آن درگیر شده و با یکدیگر تماس برقرار می کنند. در مساله تربیت فرزندان هم لجبازیهایی بین زوج های مطلقه وجود دارد.

درکل بیشتر افراد اعلام کرده اند اگرچه طلاق برخی استرسها را از زندگی آنها برداشته، اما استرسها و مشکلات تازه ای برای آنها ایجاد کرده است.

اگرچه برخی از افراد دارای شرایط خاصی هستند که طلاق برای آنها گریزناپذیر است ولی با نگاهی صادقانه، آن را به عنوان آخرین راه حل و نه ساده ترین و اولین آنها باید در نظر گرفت.

اگر در این مورد نیاز به مشاوره و راهنمایی دارید مشاورین با تجربه در وب سایت ما آمادگی کمک به شما را دارند.

برگرفته از کتاب

Loving Solutions. Gary Chapman. Northfield Publishing.

۲۱۴ pages. 1998. ISBN- 10: 1881273253

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
بخش‌های موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *