, ,

چگونه بر افکار مخربی که باعث ایجاد خشم می شوند غالب شوم؟

 در ابتدا باید بدانیم که هر کدام از ما درگیر این نوع نبردهای روحانی هستیم. گاهی، برخی از ما بدلیل افکاری که خیلی هم درست نیست دچار خشم می شویم. در واقع خشم مثل همه گناهان دیگر از افکار ما سرچشمه می گیرد. برای مثال از خود می پرسیم که مردم در مورد ما چه فکر می کنند؟ فکر می کنند که به اندازه کافی کامل نیستیم؟ یا به اندازه کافی با هوش نیستیم؟…. یا مثلأ به خاطر اشتباهاتمان احساس حماقت می کنیم و می خواهیم تقصیر را به گردن دیگری بیاندازیم …. در واقع ترسی به سراغ ما می آید که دیگران چگونه در مورد ما فکر می کنند و یا دردی که از خاطرات قدیم در ما وجود داشته، تداعی می شود. مثلأ اگر قبلأ احساس می کردیم که به اندازه کافی ارزش نداریم، این افکار ممکن است با حرفی ساده و بدون غرض از طرف شخصی دیگر و با اتفاقی متفاوت به ما القا شود و باعث ناراحتی و دلخوری گردد. برخی اوقات شیطان یک دروغ را بارها و بارها در ذهن ما تکرار می کند. در واقع اگر چه اتفاقات متفاوت بوده ولیکن همه آنها یک جمله را در ذهن ما فریاد می زنند: ” تو ارزشی نداری”.

در این زمان باید بیاد بیاوریم که هر یک از ما بطور شخصی برای خداوند چه ارزشی داریم. اگر از موقعیت خود در خداوند آگاه باشیم از محکوم کردن خود دست بر می داریم و در عوض بیاد می آوریم که “من دختر/ پسر گرانبهای خداوند هستم. او از من راضی است و مرا دوست دارد، وجود من مایه شادی و سرور خداوند است.” (صفنیا ۳: ۱۷)

به یاد می آوریم که “او به غمهای گذشته من پایان خواهد بخشید و ننگ را از دوشم برداشته و آنان را که به من ظلم کنند مجازات خواهد کرد و اشخاص ضعیف و درمانده قوم خود را خلاصی خواهد بخشید و رانده شدگان را که مسخره و رسوا شده اند جمع کرده، سرافراز خواهد نمود” ….

بله وعده های خداوند را در هنگام هجوم افکار ناخوشایند به یاد می آورم و به آنها ایمان دارم، نه فقط به عنوان جملاتی نیکو یا انرژی مثبت! آنها را تکرار می کنم، بلکه می دانم کلماتی که از زبان خالق آسمان و زمین صادر شود بله و آمین است.

در عین حال ممکن است شما نیاز داشته باشید که کمی عمیقتر فکر کنید و در درون خود فکری که باعث خشم شما می شود را شناسایی کنید. گاهی عدم بخشش، احساس بی ارزش بودن، احساس مورد سوء استفاده قرار گرفتن و یا خیلی از افکار دیگر که بنا به تجربه های هر شخص وجود دارد، باعث ایجاد خشم و یا سایر گناهان می شود. در حالیکه اگر روح خدا حاکم بر زندگی شما باشد تمامی این احساسات شفا یافته و دیگر از این افکار آزار دهنده رهایی خواهید یافت.

پس بیایید برای اولین قدم عملی برای حل این مشکل، زمانی که احساس خشم می کنید از خود این سوالات را بپرسید:

۱. آیا چیزی هست که اکنون مرا از درون دچار احساس ترس کرده؟

۲. آیا خاطره ای از زمان گذشته مرا آزار می دهد؟

۳. اگر همه چیز عالی پیش نرود چه اتفاقی می افتد؟

۴. آیا می ترسم که دیگران در مورد من چه فکر می کنند؟

۵. چگونه می توان این موفقیت یا ترسها را به خداوند سپرد؟

سپس از خداوند تشکر کنید که صخره شما، پناهگاه شما، راهنمای شما، امید شما و قوت شما است و حاکم بر همه چیز است. از او بخواهید که خشم را از وجودتان برداشته و به شما آرامش دهد. همانطور که احساسات منفی را از خود دور می کنید در عین حال باید وجودتان را از نیکوییها هم پر کنید. ( اول تیموتائوس ۶: ۱۱، دوم تیموتائوس ۲: ۲۲، دوم پطرس ۱: ۵-۸ ).

از خداوند درخواست کنید که شما را پر از میوه های روح القدس کند و اگر می توانید وقتی را صرف مطالعه هر کدام این میوه ها کنید. البته خشم و افکار آزار دهنده به یکباره از بین نخواهند رفت اما ایمان داشته باشید که خداوند قادر است فکرهای شما را تازه کند و ترس و خشم را از شما دور کند. (رومیان ۱۲: ۲ ) . باید بر روی این حالت تمرکز نموده و دعا کنید.

اگر می دانید که دقیقأ چه فکری شما را به خشم می آورد تا این افکار به سراغ شما بیاید، آنها را از خود دور کنید و بر خداوند توکل کنید زیرا او وعده داده است “با دلیری نزدیک به تخت فیض بیاییم تا رحمت بیابیم و فیضی را حاصل کنیم که در وقت ضرورت ما را اعانت کند”. (عبرانیان ۴: ۱۶)

برگرفته از

www.psychologytoday.com

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
بخش‌های موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *