خشونت روانی و سؤ استفاده احساسی
استاندارد شیوع افسردگی در میان زنان جهان به گزارش ایرنا پنج تا هفت درصد است، این در حالی است که میزان افسردگی در زنان ایرانی چهار برابر بیش از حد جهانی است و در این میان خشونتهای کلامی تاثیری بسزا در افزایش افسردگی در زنان ایرانی دارد.
در شرایط فعلی ایران که خشونتهای فیزیکی در دادگاهها نادیده گرفته می شود، دیگر جایی برای احقاق حق در مورد خشونتهای روانی که زخمهای عمیق روحی را به بار می آورد باقی نمی ماند.
خشونتهای روانی شامل رفتارهایی است که شخص مقابل را تحت کنترل خود در می آورد. کنترل کننده، این عمل را می تواند از طریق تحقیر و توهین، شستشوی مغزی و یا در پوشش راهنمایی و نصیحت انجام دهد. کنترل کننده می خواهد از این طریق احساسات اشتباه را به شخص مقابل القا کند تا او را تحت سلطه خود قرار دهد. مثلأ دائمأ به او القا می کند که احساساتش درست نیست و به شخص، احساس تقصیر دائمی می دهد. مثلأ می گوید: ” نباید گریه بکنی، نباید زیاد جدی به نظر برسی، نباید دائمأ احساساتی باشی، نباید شکایت کنی، نباید اشتباه کنی، تو همیشه ناامیدی …. با تو هیچوقت نمیشه حرف زد….، تو منطقی نیستی” و یا اگر مورد خاصی شخص را ناراحت کرد آن را بی اهمیت جلوه می دهد. شخص تحت کنترل همیشه احساس خجالت، دستپاچگی و تقصیر می کند. دائمأ درمورد افکار، احساسات و اعمال خود شرمنده است. در نتیجه اعتماد به نفس او تخریب شده، دچار افسردگی شدید می شود.
گاهی اوقات کنترل کننده اسامی تحقیر آمیزی را برای نامیدن شخص بکار می برد و یا در حضور دیگران او را دست می اندازد. این نوع رفتارها گاهی همراه با توهینهای کلامی هم می شوند. گاه مسائل اعتقادی شخص مقابل را مسائلی ساده و کم اهمیت جلوه می دهد و با گفتن “چقدر غلو می کنی”، “چقدر گنده اش می کنی” و یا روشهای دیگر افکار او را پوچ و بی ارزش جلوه می دهد.
افراد کنترل کننده با عنوان”آقا” و “ارباب” با شخص کنترل شونده برخورد می کنند و در مورد صحت یا اشتباه بودن مسائل آنان تصمیم می گیرند. آنها هستند که هر موضوعی را تعیین می کنند و این در حالی است که خود، فقط مسئول وقایع خوشایند هستند و تقصیر تمام وقایع ناخوشایند با شخص تحت کنترل است. آنها انتظار دارند که تمامی وقت و انرژی، افکار و احساسات شخص مقابل را تحت کنترل بگیرند.
این نوع رفتارها در میان مردان ایرانی شیوع بسیار داشته است. زنانی که اینگونه رفتارها در موردشان اعمال شده دارای اعتماد به نفس بسیار پایینی بوده و تبدیل به اشخاصی بسیار وابسته می شوند و محبت دیگران را نمی توانند باور کنند و گرفتار دروغ و پنهان کاریهای شدید می شوند، اگر کسی از آنها تعریف کند معذب می شوند و از اوقات فراغت خود نمی توانند استفاده کنند.
شاید شما که از افسردگی رنج می برید و یا یکی از عزیزان در اطرافتان مثل مادر یا خواهر و یا دوست نزدیک، قربانی این نوع رفتارها باشید. اولین قدم آن است که نیازهای خود را به عنوان یک انسان در یک رابطه بشناسید و دوم آنکه ارزش و هویت خود را در مسیح بدانید.
در یک رابطه صحیح، شما علیرغم اشتباهاتتان بجای اینکه دائمأ مورد قضاوت و انتقاد قرار گیرید، نیاز دارید که از نظر احساسی حمایت شوید. داشتن دیدگاههای شخصی در بسیاری از مسائل حق شماست و شما نیاز دارید که احساسات شخصی خود را در مورد مسائل مختلف، بدون ترس بشناسید. ممکن است برخی از این احساسات کاملأ صحیح هم نباشد ولی با شناخت احساسات خود، بجای احساس شرم دائمی می توانید فرصت اصلاح آنها را داشته باشید. خداوند به شما این روزهای عمر را هدیه داده است تا هر روز بیشتر به پسر یگانه اش “عیسی مسیح” شبیه شوید. شما هر روز می توانید این مسیر تکامل را با قدرت روح القدس طی کنید و لازم نیست که از کامل نبودن خود دچار احساس حقارت شوید. شنیده شدن و مورد تشویق قرار گرفتن، نیاز طبیعی و حق شماست. شما نیاز دارید که به احساساتتان احترام گذاشته شود. بجای حکم و دستور، نیاز دارید که از شما برای یکسری مسائل درخواست شود. شما حق دارید که فارغ از تهدیدهای فیزیکی و احساسی از زندگی خود لذت ببرید.
خداوند هر یک از شما را به نام می شناسد، گذشته شما را می داند، خانواده ای را که شما در آن متولد شده اید، تجاربی را که داشته اید، همه را می داند و شما را با همه خصوصیاتتان برگزیده، نقشه ای برای زندگی تان دارد. اگر شما امروز عیسی مسیح را به عنوان خداوند می شناسید، او شما را به عنوان فرزند و جگرگوشه خود می شناسد و شما را با همه ضعفها و امتیازاتتان عمیقأ دوست دارد، چون او جان خود را برای شما داده و پس از سه روز از مردگان برخاسته تا شما را از بی ارزش بودن نجات دهد و به شما ارزشی چون پسر یگانه پدر ببخشد. پس بدانید که بسیار با ارزش هستید و خداوند برای “شما” و زندگیتان بطور خاص برنامه ای دارد. با شناخت خود، ارزشها و احساسات خود، در مسیح آزاد و امیدوار راههای زندگیتان را شناخته و با اطمینان در این مسیر گام بردارید.
برگرفته از
۱. Effect of Emotional abuse
۲. www.psychologytoday.com
۳. The nature and effect of emotional abuse
۴. http://www.wrs.org.au

دیدگاه خود را ثبت کنید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.بخشهای موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.