دلایل اکثر اعتیادها
۱- کمبود محبت در دوران کودکی
افرادی که در کودکی مورد سوء استفاده جنسی قرارگرفته اند، معصومیت و شادی دوران کودکی را از دست داده اند و یا افرادی که در کودکی عشق، محبت، امنیت و توجه را دریافت نکرده اند بسیار درمعرض اعتیاد هستند.
۲- والدین کنترل کننده
برخی از والدین یا بطور مستقیم فرزندانشان را در همه ابعاد تحت فشار قرار می دهند و میخواهند خود تصمیم گیرنده برای کودکان و نوجوانان باشند و یا بطور غیرمستقیم، با ایجاد احساس گناه و یا با کنترلهای مالی بیش از حد آنها را تحت کنترل قرار می دهند. این فرزندان در آینده به سختی قادر خواهند بود که مستقلأ تصمیم گرفته و مسیر زندگیشان را پیدا کنند و معمولأ افرادی بدون اراده و فاقد انگیزه های خلاق برای زندگی خواهند بود.
۳- والدین الکلی
این قبیل والدین که دچار حالت روانی ثابتی نیستند، خشم و یا محبت بیش از حد را بدون دلیل مشخصی بر سر فرزندانشان فرو می ریزند. فرزندان این افراد دچار ترس دائمی و گیجی در احساسات خود هستند. معمولأ آنها از صمیمیت می ترسند و یا رابطه صمیمی طولانی مدت نمی توانند داشته باشند. آنها در درون خود احساس عدم اعتماد می کنند و در ترس دائمی از آزار بسر می برند. این دسته از افراد نیز در خطر ابتلا به اعتیاد می باشند.
۴- والدین دارای خشونت لفظی
فرزندانی که والدینشان به آنان سخنان تحقیرآمیز می گویند، و یا دائمأ از آنها ایراد می گیرند، و یا آنها را مورد تمسخر قرار داده از شخصیت آنها جوک می سازند، اعتماد به نفس خود را از دست داده و جزو افراد در خطر ابتلاء به اعتیاد هستند.
۵- والدینی که فرزندشان را تحت خشونت فیزیکی قرارمی دهند.
۶- والدینی که فرزندشان را مورد سوء استفاده جنسی قرار داده اند.
فرزندان چنین افرادی در کودکی اعتماد خود را به شخصیتی که بسیار به او اعتماد داشته اند از دست داده اند و احساس شرم و گناه را بطور دائمی با خود دارند. این احساسات ممکن است ایشان را به سمت فعالیتهایی سوق دهد که در آنها سکس بدون هیچ احساسی حرف اول را می زند. در میان چنین افرادی اعتیاد به سکس میزان بالایی دارد.
اگر به افراد گرفتار اعتیادهای مختلف چه از نوع اعتیاد به مواد مخدر، اعتیاد به سکس، اعتیاد به خرید، اعتیاد به قمار و…..نگاه کنیم، همه آنها از یک درد درونی رنج می برند که معمولأ ریشه در دوران کودکی و دردها و زخمهای روحی ناشی از آن دوران دارد. اعتیاد یک نوع بیماری مغزی و رفتاری نیست، بلکه یک انتخاب است، و اگر شما بدانید که چرا این انتخاب را کرده اید، می توانید برای درمان آن نیز قدم بردارید. برای آشنایی با انواع اعتیاد می توانید به بخشهای مختلف این وب سایت مراجعه کنید.
حال وقت آن است که دردهای گذشته را کنار بگذارید. گذشته هر چه که بوده تمام شده است. این را بدانید که مشکلات منحصر به شما نبوده اند. هر کس در زندگی بنوعی با مشکلات درگیر است. یاد بگیرید که خودتان را دوست داشته باشید زیرا که خداوند شما را بسیار دوست دارد.
اگر فکر می کنید که در آن ماجرا خود شما هم تقصیری داشته اید و در درون خود احساس تقصیرمی کنید، این را بدانید که خداوند شما را بخشیده است.
بدانید که هر اتفاق به ظاهر تاریکی، درسهایی برای شما دارد که بقیه افراد ممکن است آن را در سنین مختلف و بطرقی متفاوت تجربه کنند. برخی ممکن است این درس را نیاموزند و در زندگی با مشکلات دیگری روبرو شوند که ناشی از عبور نکردن از سختیهای زندگیست.
از خود بپرسید که از این مشکل و از اعتیاد خود چه درسی یاد گرفته اید و حال چگونه می توانید رشد کنید؟
افرادی که دچار اعتیاد هستند در واقع با مصرف الکل، مواد مخدر و یا سایر فعالیتها سعی دارند ماسکی بر چهره شان بزنند و درد درونی خود را پنهان کنند. بدانید که شادی و آرامش واقعی در هیچکدام از این فعالیتها بدست نمی آید.
شما باید آن شادی و آرامش حقیقی را در درون خود تجربه کنید و تنها درصورتی می توانید این عشق بدون شرط و آرامش و شادی را دریافت کنید که با منبع عشق بی انتها و منشاء شادی و آرامش یعنی خداوند ارتباط برقرار کنید.
شما می توانید برای گام گذاشتن در این مسیر، اولین قدمهایتان را با ما شریک شوید.
برگرفته از
۱. The roots of addiction, Bruce K. Alexander. 2000.Canadian centre for
policy Alternatives
۲. A Theory of Addiction. Gul F and Pesendorfer W. Princeton University. January 2001. www.princeton.edu

دیدگاه خود را ثبت کنید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.بخشهای موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.