, ,

سقط جنین

مشکل بیکاری، بالا بودن هزینه ازدواج و زندگی و مشکلات در زمینه مسکن باعث شده که میزان رابطه قبل از ازدواج در کشور ما ایران بسیار بالا برود و در نتیجه اکثر کسانی که اقدام به سقط جنین می کنند دختران جوانی هستند که ازدواج نکرده اند. طبق یک برآورد غیر رسمی آماری در سال ۸۲ بیشتر زنانی که در ایران سقط جنین کرده اند زنان بیست و سه ساله ای بودند که بخاطر روابط نامشروع باردار شده بودند.

زنان، اولین قربانیان سقط جنین هستند. در قوانین کشور ما که زن حتی حق حضانت فرزند خود را ندارد، مسئولیت و مجازات سقط جنین فقط متوجه زن است و این در صورتی است که اگر طبق قانون مجازات اسلامی عمل پدر جنین منجر به مرگ او شود جرمی برای مرد محسوب نمی شود، در حالیکه اگر زنی که مورد تجاوز قرار گرفته و در اثر تجاوز باردار شده است سقط جنین کند به زندان می افتد و حتی مردی که به او تجاوز کرده می تواند زن را قصاص کند.

از طرفی مسائل اجتماعی و اخلاقی نیز باعث می شود که بسیاری از زنان که با روابط نامشروع باردار شده اند به قابله های زیرزمینی و شرایط غیربهداشتی و غیرقانونی برای سقط جنین روی بیاورند که می تواند علاوه بر خطر بیماریهای عفونی، نازایی و در مواردی مرگ مادر را به همراه داشته باشد. عده ای دیگر هم در این میان به داروهای بی هویت خیابان ناصرخسرو روی می آورند. در اسفند سال ۸۵ طبق آمار سازمان نظام پزشکی از تعداد نود هزار سقط جنین در کشور تنها یک درصد به صورت قانونی و با شرایط بهداشتی و استاندارد انجام شده است و این در حالی است که هر روز بیش از دویست عمل سقط جنین در ایران انجام می شود و گزارش دقیقی از میزان مرگ و میر زنان تحت عمل قرار گرفته در دست نیست. هر ماه حدود پانزده جنین در زباله های شهر تهران پیدا می شود که واقعأ مسئله ای دردناک است.

بسیاری از ما عکس جنین سقط شده ای که در جوی خیابان ولیعصر پیدا شده بود را دیده ایم. متاسفانه طبق یک بررسی آماری اعلام شده که از هر یکصد سقط جنین غیر قانونی در ایران بیست تا سی و پنج درصد منجر به فوت مادر شده است.

روشهای متداول سقط جنین استفاده از داروها و سموم، خشونتهای جسمانی و دستکاریهای فیزیکی و ناحیه ای با استفاده از وسایل نوک تیز و یا با استفاده از مواد شیمیایی است. برخی از این مواد شیمیایی مانند سدیم باعث سوختگی و خونریزی در گردن یا داخل رحم شده و به علت جذب آن باعث مرگ مادر گردیده است. برخی دیگر از آمپولهای سقط جنین که در ناصر خسرو بفروش می رسند حاملگی خارج رحمی را از بین نمی برند و جنین مرده درون شکم مادر باقی مانده و مادر دچار خونریزی شدید و عوارض بعدی می شود و البته کمترین آثار سقط جنین بهداشتی و قانونی نیز بر روی روان زن شامل افسردگی، گوشه گیری و عذاب وجدان شدید است. چنین زنانی در مقام مقایسه، میزان بالاتری از افسردگی را نسبت به زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند تجربه می کنند.

اگر چه در انجیل بصراحت آیه ای در مورد سقط جنین بیان نشده اما دیدگاه خداوند در این میان کاملأ واضح است. از دیدگاه کلام خدا، فرزندان هدیه و میراثی از جانب خداوند می باشند. از طرفی می بینیم که در جامعه آن زمان نداشتن فرزند به عنوان لعنت شناخته می شد.

در پیدایش ۱: ۲۶-۲۷ و ۵: ۱ می بینیم که انسان به شباهت خدا آفریده شده است پس کودک متولد نشده هم همان صورت خداست و سقط او گناه محسوب می شود.

در پیدایش ۹: ۶ می خوانیم که: کشتن انسان جایز نیست، زیرا انسان شبیه خدا آفریده شده است.

از طرفی در خروج ۲۱: ۲۲-۲۵ می بینیم که مجازات کسی که به زن حامله آسیب برساند، اگر آن زن فرزند خود را زودتر از موعد به دنیا بیاورد و آسیبی به جان بچه نرسد، جریمه نقدی است ولی اگر فرزند آن زن بمیرد، آن شخص محکوم به مرگ می شود و این مطابق با قانون چشم به عوض چشم، دندان به ازای دندان و جان به ازای جان است. پس در نظر خدا جنینی که در رحم مادر است و هنوز به دنیا نیامده است انسان کامل محسوب می شود.

البته اگر شما دیدگاه کتاب مقدس را باور ندارید، حتی از لحاظ پزشکی و ژنتیکی هم می توان به گناه بودن این عمل پی برد.

از نقطه نظر ژنتیکی، هر انسان چهل و شش کروموزوم دارد که هر کروموزوم خصوصیات منحصر بفرد یک انسان را تعیین می کند. در زمان لقاح بیست و سه کروموزوم از مادر و بیست و سه کروموزوم از پدر به هر تخم ارث می رسد.

در لحظه لقاح یک متخصص علم ژنتیک قادر است این کروموزمها را تشخیص دهد که کدام متعلق به سلول مادری و کدام متعلق به سلول پدری است. اما درست چند هفته بعد، این کروموزمها دیگر قابل تشخیص نیستند. چون با هم تبادل قطعات را انجام داده و کروموزومهای جدیدی را ساخته اند، که منحصر به آن جنین است. پس از نقطه نظر ژنتیکی فقط چند روز پس از لقاح خصوصیات ژنتیکی یک شخص کاملأ شکل گرفته است.

در بحث پزشکی هم اگر به تعریف مرگ و حیات دقت کنیم، مرگ لحظه ای است که قلب از حرکت باز می ایستد، پس می توان زندگی را با شروع ضربان قلب تعریف کرد. قلب در روز هجدهم در بدن جنین شکل می گیرد، بنابراین از روز هجدهم، حیات در جنین جاری می شود و سقط جنین از آن پس به عنوان کشتن یک انسان محسوب می گردد.

از طرف دیگر پزشکان، امروزه برای تعریف دقیق مرگ، فعالیت مغزی را هم علاوه بر قلب در نظر می گیرند. اگر توقف فعالیت مغزی را مترادف مرگ بشناسیم، شروع این فعالیت که معادل حیات است چهل تا چهل و سه روز پس از تشکیل نطفه است.

در مقاله دیگری که در مجله British medical journal چاپ شده نشان داده شده است که اگر به کف دست جنینی که درون رحم مادر است و فقط هشت هفته عمر دارد، سوزن باریکی بزنند، دهان خود را باز کرده شروع به گریه می کند. همچنین ضربان قلب او تغییر کرده شروع به حرکات تند می کند پس آنها نتیجه گرفتند که جنین در همان هشت هفته اولیه عمرش کاملأ درد را تجربه می کند.

همچنین می دانیم که اثر انگشت هر شخص منحصر بفرد است. انگشتان جنین که در همان هفته های اولیه وجودش شکل می گیرند، دارای ساختار ژنتیکی و اثر انگشت منحصر بفرد در همان زمان می باشند که در واقع هویت منحصر بفرد هر شخص را مشخص می کند.

حال قضاوت را بر عهده خودتان می گذاریم، آیا سقط جنین به عنوان قتل یک انسان محسوب نمی شود؟

 برگرفته از

۱. کتاب پیدایش

۲. کتاب خروج

۳. British medical journal www.bmj.com

۴. www.fcnn.com

۵. news.bbc.co.uk

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
بخش‌های موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *