سوء استفاده جنسی از مردان
عمل تجاوز و تحقیر جنسی می تواند برای هر کسی اتفاق بیفتد و مردان نیز از این امر مستثنی نیستند. این اتفاق برای پسربچه ها و مردان نیز رخ می دهد و هیچ ربطی به نژاد، طبقه اجتماعی، سن، مذهب، اندازه و ظاهر، قدرت بدنی و یا نوع تمایلات جنسی فرد ندارد. یک مرد ممکن است توسط یک غریبه، یک عضو خانواده، یک دوست، یک معلم و یا کسی که به او اعتماد دارد مورد تجاوز جنسی قرار بگیرد.
شاید از خواندن این آمار تعجب کنید که ازهر پنج نفر مرد در ایالات متحده یک نفر مورد سوءاستفاده جنسی قرارگرفته است. بسیاری از مردانی که مورد تعرض قرار می گیرند، احساس بدی نسبت به جنسیت خود پیدا می کنند. از طرفی چون برخی از مردان در هنگام سوءاستفاده، تحریک و ارگاسم را هم تجربه می کنند، احساس گناه و تقصیر شدید می کنند. درحالیکه واقعیت آن است که واکنش طبیعی بدن دلیلی بر داشتن گناه و تقصیر نیست و به معنای لذت بردن از شرایط محسوب نمی شود.
مردانی که مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند مشکل هویتی پیدا می کنند و گرفتار خود ارضایی افراطی، تزلزل شخصیت، خشم بی مهار و سایر معضلات شخصیتی می شوند. واکنشهای افراد در مقابل تجاوز متفاوت است. برخی افراد پس از تعرض، در حالت شوک و کرختی فرو می روند. گروهی ساکت و گوشه گیر شده و برخی دیگر بسیار خشمگین می شوند. برانگیختن و تشویق فرد به داشتن عزت نفس و تشویق او به برخورد با مشکلات می تواند به وی برای کنار آمدن با قضیه کمک کند.
در روزهای اولیه بعد از وارد آمدن شوک ممکن است فرد حالتهای هیستریک، گریه های شدید، اضطراب و عدم تمرکز را تجربه کند. درمرحله بعد که فرد کمی بر خود مسلط شده است، ممکن است ماسکی از انکار بر روی صورت خود بزند و حتی احتمالا تغییرات عجیبی در عادات زندگی خود بدهد، بعنوان مثال در بعضی موارد شخص ممکن است مدل موهای خود را به شکل عجیب و غریبی درآورد. گروهی ممکن است تغییراتی مثل احساس اضطراب دائمی، احساس بدبختی، ترس و افسردگی، از دست دادن اشتها، تغییر حالتهای ناگهانی از شادی به افسردگی و یا برعکس، انکار عمل تحقیرآمیز، دوری گزیدن از دوستان و فامیل، مشکل برقراری ارتباط با جنس مخالف و مشکل انجام دادن کارهای معمول و روزمره را تجربه کنند.
سپس مرحله ای فرا می رسد که فرد حس می کند احساس حقارت و درد ناشی از این اتفاق را نمی تواند فراموش کند و آن را به عنوان بخشی از زندگی خود می پذیرد و دست از انکار واقعیت برداشته و احتمالا بعضی از رفتارهای عجیب مرحله دوم را ترک می کند. او سعی می کند تا حدودی کنترل زندگی خود را دوباره در دست بگیرد، از این مرحله به بعد تفاوتهایی میان مردانی که مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته اند با زنان قربانی دیده می شود.
قدرتمند بودن به عنوان “اصلی ترین قانون مردانگی” همواره از همان اوان خردسالی در مدرسه، توسط تلویزیون، از سوی والدین، در بازی ها و …. به مردان آموزش داده می شود و این قوی بودن نه تنها قدرت جسمی را دربر می گیرد، بلکه شامل قدرت روحی نیز می شود. درنتیجه بسیاری از پسربچه ها و مردان بعلت احساس شکستی که در مورد عدم محافظت از خود می کنند، این اتفاق دردناک زندگی خود را هرگز با دیگران در میان نمی گذارند و آنرا کتمان می کنند.
برخی از افراد به علت این احساس قصور، خجالتی و ترسو می شوند. برخی دیگر همیشه سعی دارند که قدرت خود را به دیگران ثابت کنند. این افراد کسانی هستند که در مهار خشم خود مشکل دارند. برخی از افراد به انجام ورزشهای دشوار معتاد می شوند، بعضی به مواد مخدر و گروهی دیگر به مشروبات الکلی پناه می برند.
تنها راه درمان برای چنین افرادی این است که بتوانند از زخم خود سخن بگویند و علت خشم خود را با شخصی در میان بگذارند تا از این حالت رها شوند. آنها باید بیاموزند که تقصیری در تعرضی که به آنها شده نداشته اند و از احساس گناه، شرم و خشم خود آزاد شوند. آنان باید بین احساس آزردگی و خشم، تفاوت قائل شوند.
برگرفته از:
۱. www.mankindcaunselling.org.uk
۲. Broken Boys, Mending Men: Recovering from childhood sexual abuse. Stephen D. Grubman-black-2002.The Blackburn press publisher.
ISBN-10: 1930665628. 168 pages.
۳. Young men who have sexually abused: A case study guide. Andrew Durham. 2006. Wiley- Blackwell publisher. ISBN-10: 0470022388. 258 pages.

دیدگاه خود را ثبت کنید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.بخشهای موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.