نارضایی شغلی از جمله دلایل استرس و افسردگی
امروزه بسیاری از افراد به علت ناراضی و خسته بودن از شغل خود دچار افسردگی می شوند ضمن آنکه میزان استرس در این افراد افزایش می یابد. تبعات این خستگی و نارضایتی فقط محدود به محیط کار نمی شود بلکه خلاقیت افراد را در زندگی شخصی و تصمیم گیری ها نیز مختل می کند. دلایلی که اکثر افراد برای نارضایتی دارند در دو مورد خلاصه می شود:
۱. بسیاری از افراد فکر می کنند که ” من متعلق به این کار یا اینجا نیستم.” متاسفانه در کشور ما ایران که به گزارش نشریه تحقیقات اقتصادی خاورمیانه در سال ۲۰۰۵ ، گرفتار بحران بیکاری به میزان چهل درصد یعنی معادل بیست و هشت میلیون نفر است دیگر جایی برای تناسب تحصیلات و توانایی های افراد با شغل یا محل کارشان باقی نمی ماند. این در حالی است که دولت ایران در همان سال نرخ بیکاری را دوازده درصد عنوان کرده است.
۲. تعداد دیگری از افراد به علت احساس نادیده گرفته شدن، و بی اهمیت شمرده شدن و بی احترامی در سر کار دچار استرس و افسردگی می شوند. متاسفانه در کشور ما در حال حاضر بسیاری از مسئولین کسانی هستند که خود تحصیلات یا تخصص پایین تری از افراد کارمندشان دارند و سعی می کنند با تحقیر کارمندان، تشویق های ناعادلانه، ندیده گرفتن افراد لایق و ایجاد تفرقه بر عدم توانایی های خودشان غالب شوند و این مساله انگیزه کاری و احساس مفید بودن در افراد را از بین می برد.
چنانکه روانشناسان عنوان کرده اند داشتن شغلی مناسب که علاوه بر نیازهای مادی، جوابگوی نیازهای روحی نیز باشد اهمیت بسزایی در رشد و تکامل روحی فرد در سنین مختلف از بیست سالگی تا میانسالی و سالمندی دارد.
آشکار است که ما همه شرایط جامعه را نمی توانیم تغییر دهیم، لیکن می توانیم به آنچه که موجب غم و افسردگی در درونمان می شود نگاهی دوباره بیاندازیم. بر طبق کلام خداوند، خدا ما را در رحم مادرمان می شناخته و برای هر کدام از ما نقشه ای دارد و به همین علت روزهای عمرمان را چون هدیه ای به ما بخشیده است.
اگر برای اراده خداوند و عشق به اوست که روزهایمان را سپری می کنیم و هر روزه سعی می کنیم تا بیشتر و بیشتر به شباهت او دربیاییم دیگر به شرایط و آدمهای اطرافمان نگاه نمی کنیم بلکه می دانیم بر طبق هدفی در این جایگاه قرار گرفته ایم و سعی می کنیم در این جایگاه بهترین باشیم.
پی می بریم که اگر مشکلات وجود دارند برای جلا یافتن سنگ خام و تراش نخورده وجودمان و درخشش همچون الماسی زیبا در انتهای این راه است، فقط باید تسلیم و در اراده خداوند شاد بود. شاید این نوع تسلیم بودن بنظرتان بی معناست. شاید فکر می کنید که این نوع زندگی فقط شیوه عرفا است. بهرحال هر چه که در این مورد فکر می کنید، اگر نیاز به مشاوره دارید، حتی اگر آنقدر خسته هستید که دیگر انگیزه تغییرهم ندارید می توانید با ما درد دل کنید. ما منتظر شما هستیم.
برگرفته از نشریه تحقیقات خاورمیانه

دیدگاه خود را ثبت کنید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.بخشهای موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.