چند همسری
همانطور که می دانیم تعدد زوجین (چند همسری) در قانون اساسی ایران به رسمیت شناخته شده است. در قانون اساسی ایران تعدد زوجین یا داشتن چند همسر همزمان در قوانین مختلف از جمله در قانون ارث به رسمیت شناخته شده است.
در سال ۵۳ قانونی تصویب شد که به مردان فقط در صورت احراز شرایط خاص اجازه چند همسری داده می شد. این شرایط خاص شامل توانایی مالی و رضایت همسر اول بود. اگرچه این قانون به خودی خود ناقص بود و زنان بسیاری از این طریق تحت بی عدالتی و جفا قرار گرفتند ولیکن این وضعیت در سالهای اخیر و با ظهور دولت نهم به اوج نادیده گرفتن حق موجودی به نام زن در رابطه ای که ازدواج نام دارد، منجر شد.
اگرچه در قانون قبلی نیز بسیاری از مردان وقتیکه زن را تهدید به طلاق و یا تحت فشار گذاشتن او و خانواده اش می کردند، زن بی پناه علیرغم عدم رضایت قلبی مجبور به دادن رضایت می شد اما حداقل اندک مانعی در این راه وجود داشت زیرا اگر زن به هیچ طریق راضی نمی شد بین ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای مرد فوق الذکر در صورت تخلف از قانون اعمال میشد.
در قانون جدید تحت عنوان لایحه حمایت از خانواده این حق نیز از زن گرفته شده و تنها اذن قاضی برای ازدواج مجدد مرد کافی است. از طرفی دیگر احراز شرایط مالی مناسب هیچ معیاری ندارد. چه کسی این استاندارد را تعیین می کند؟ چه شرایط مالی مناسب تشخیص داده میشود؟ آیا زنی که تمام احساسات، جوانی، زیبایی، توانائیها و … خود را در یک زندگی با همسرش شریک شده است می تواند با زندگی بخور و نمیر یا حتی زندگی نسبتأ متوسط جواب احساسات جریحه دار شده خود را بدهد؟
در کشوری که مرد می تواند براحتی همسر و فرزندانش را ضرب و شتم کند و قاضی پرونده با ادعا بر آنکه همسر زن معتاد نیست او را دوباره به سمت خانه خود روانه می کند چگونه چنین زنی می تواند به عنوان یک انسان کامل احساسات و نیازها و حقوقش را بیان کند؟
آنچه که در جامعه امروز ایران بر زنان می گذرد چقدر با نقشه ای که خداوند در ابتدای آفرینش برای زنان در نظر گرفته بود، متفاوت است. زنی که همپا و برابر با مرد در باغ عدن راه می رفت و مغرور و زیبا تنها عشق و همدم مردش بود، زنی که از انسان بودن خود و بیان نیازها و احساسات و افکارش چیزی از مردها کم نداشت.
اگر مدافعان حقوق زنان اعتراضهای بسیاری بر این قانون تبعیض آمیز ابراز داشته اند اما همچنان زن موجودی در پایین دست مردان قرار دارد. او حق داشتن احساسات را ندارد. افکارش ارزشی ندارد و تنها حقی که به عنوان یک انسان برایش قائل هستند تقدیم کردن فرزندی به مرد است که متاسفانه حتی حق سرپرستی او را هم نخواهد داشت.
جای تاسف این جاست که اگر زنی نتواند با این شرایط به زندگی خود ادامه دهد حتی حق طلاق هم نخواهد داشت، در حالیکه قانون حمایت خانواده مصوب سال ۵۳ حداقل حق طلاق را به زن می داد. براستی در نگاه زنان ما تا به کی باید دریایی از مظلومیت و حسرت موج بزند؟
زن می تواند انسانی کامل و کاملأ برابر با مرد باشد …. زنی که می تواند علیرغم ناتوانی جسمی اش سوگلی همسرش باشد چون ساره … و یا در بیان خواسته های خود بی باک باشد چون استر… رهبر باشد چون مریم خواهر موسی و یا تصمیم گیرنده زندگی اش باشد چون روت…
اگر امروز درگیر این بی عدالتی هستید با ما تماس بگیرید. اگر چه ما قادر به تغییر قانون اساسی در شرایط حاضر نیستیم ولیکن قادریم با قدرت خداوند فراتر از محدودیتهای انسانی گام برداریم.
نوشته شده توسط گلناز

دیدگاه خود را ثبت کنید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.بخشهای موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.